تبليغاتX
روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی - ایران و مالزی و مذهب
من هم فقط برای سایه خودم مینویسم که جلوی چراغ به دیوار افتاده ...

در پست قبلی نمونه ای از مراسم مذهبی البته به صورت کاملا احمقانه رو در فیلیپین دیدیم...خود ما هم چنین کارهایی رو تحت عنوان مراسم مذهبی انجام میدیم. در حالیکه فکر میکنم در اکثر کشورهای اسلامی البته به جز قسمتهای شیعه نشین چنین مراسمی مرسوم نیست. این سبک مراسم عزا داری در دوره صفویه و از طریق ترکیه به ایران وارد شده. به طوری که در اونجا هم مراسمی برای به صلیب کشیدن مسیح و نمایش مصائب او اجرا میشده و طبق معمول به ایران که رسیده ایرانیزه شده و با مسائل دینی ما آمیخته شده و این شده که هست....متاسفانه در کشور ما همیشه به جای پرداختن به اصل موضوعات به هاشیه ها پرداخته میشود و همه ساله مراسم عزاداری برای امامهای مختلف پر رونق تر میشود درحالیکه اگه به مردم جامعه و کل سیستم نگاه کنیم از اسلام چیزی جز یک اسم نمیبینیم.

در مالزی انجام مراسم دینی در محل های عمومی به کل ممنوع است. مالزیایی ها مثل ما داعیه عشق به حسین و اهل بیت رو ندارند. پلوی نذری نمیدهند...سینه نمیزنند و بر حسین نمیگریند....آنها مثل ما هر از گاهی مراسم فاطمیه ندارند...دم از عشق به فاطمه نمیزنند و الگوی زنان آنها فاطمه نیست....سفره ابوالفضل و ختم انعام هم نمیگیرند....روضه و سمنو پزون و نذری هم ندارند....دعاهای مختلف رو هم جمعی و وسط خیابون و ....نمیخونن و زیاد هم داعیه اسلام و آخر مسلمون بودن رو ندارن.....اما....نمیدونم چرا به اندازه ما مسلمونهای دو آتیشه ایرانی دروغ نمیگن....غیبت نمیکنن و برای هم نمیزنن....نمیدونم چرا زنهای مسلمون مالزی خودشون رو شبیه رقاصه های فرنگی درست نمیکنن و توی خیابون راه نمیافتن....و چرا مرد هاشون با اینکه سینه زنی نمیکنن و علم بلند نمیکنند چشم به ناموس مردم ندارند؟؟؟....نمیدونم چرا .............