




این یک سوال خیلی مهم و اساسیه....اما جواب دادن بهش یک جورایی سخته....مثل جواب دادن به این سوال که اول مرغ به وجود اومده یا تخم مرغ......
اگه ما از مالایی ها تنبل تریم پس چرا ما تند و تند درس میخونیم و مطلب مینویسیم و سوپر وایزر های ما بعد از ده تا ایمیل که بهشون دادیم برامون مینویسن…
Thanks I will do it ASAP…
و این نشون میده که ما حالا حالا ها سر کار خواهیم بود....
دیگه اینکه اگه ما ایرانیها تنبلیم چرا تمام دانشجوهای فوق لیسانس و دکترا در اینجا ایرانیها هستند و با متحمل شدن این همه سختی و فشار های مالی و با اینکه میدونن که با اخذ این مدرک هم آسمونشون همچنان به همین رنگ باقی خواهد موند، باز هم دست از تلاش خودشون بر نمیدارن.............
ولی یک نکته....اگه اینها تنبلن.....پس چرا کشورشون بهتر از کشور ما پیشرفت میکنه.....چرا همه از ساعت 7.30 توی دفتر هاشون نشستن و تا ساعت شش و هفت بعد از ظهر هم همچنان مشغول کار هستند........و چطور وقت کافی برای تحقیق...تفریح...و سر و کله زدن با ما رو دارن....اما ما گاهی وقت کافی برای خوردن هم نداریم...........نمیدونم مشکل از کجاست...به هر حال مثل اینکه ما ایرانیها با همه سرعت و قدرت و هوش و ذکاوتمون یک جورایی لنگ میزنیم.............حالا چرا ....من دقیقا نمیدونم.....شاید به خاطر اینکه معمولا سه دانگ ذهن ما درگیر مسائل سیاسی، دو دانگ درگیر مسائل مالی، نیم دانگ درگیر مسائل عاطفی.....و با نیم دانگ باقی مونده باید هم درس بخونیم هم زندگیمون رو سر و سامون بدیم و ....خدا و کیلی با نیم دانگ ذهن خوب کار میکنیم..............
دوست جوان قدیمی پست جدیدی در وبلاگش گذاشته به عنوان واقعیت مالزی ....در این پست عکس یک گله گاو دیده میشه...در واقع واقعیت دنیا همینه به طوری که شاعر گرانمایه میفرماید:
یک گاو در آسمان و نامش پروین یک گاو دگر نهفته در زیر زمین
چشم خردت گشای چون اهل یقین زیر و زبر دو گاو مشتی خر بین
پس مالزیایی ها باید خیلی خوشبخت باشن اگه بتونن گاو باشن ....در حالیکه بقیه خرها بین گاو های دنیا سرگردان و حیران موندن....کاش ما هم اقلا گاو بودیم که توی کشور خودمون درس میخوندیم...راحت زندگی میکردیم....آرامش داشتیم و با همه دنیا سر جنگ نداشتیم....کاش گاو بودیم اما دقدقه گرونی و مسکن و ازدواج و هزار تا کوفت و زهر مار رو نداشتیم....کاش مثل اونها بی خیال زندگی میکردیم....به قدر کافی شغل داشتیم به قدر کافی شادی داشتیم و به قدر گاوهای خوشبخت آزاد بودیم.....درود به همه کسانی که میتونن مثل گاو آزاد باشند....مثل گاو فریاد بزنن و مثل گاو از زندگی لذت ببرن.....
کاش گاو بودیم تا نمیفهمیدیم که چقدر ما رو خر کردن....

