تبليغاتX
روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی - چینی های مالزی
من هم فقط برای سایه خودم مینویسم که جلوی چراغ به دیوار افتاده ...

 صبح روز قبل از رفتنم به ایران ، برای شام خونه همسایه های چینی دعوت شدیم. از اونجایی که چینی ها سحرخیز هستند، ساعت هشت صبح در خونه ما رو زدن و از ما برای صرف شام در ساعت هشت و نیم شب دعوت کردند. از اولش هم من بدم نمی اومد که برای آشنایی با فرهنگ اونها در مهمونی شون شرکت کنم. اما گلسا که درس داشت و به کتابخونه رفت و ناهید هم که تازه دوران مسمومیت ناشی از صرف غذا در یک مهمانی مالایی رو پشت سر گذاشته بود تمایلی به شرکت در مهمانی نداشت. اما مثل اینکه چاره ای جز شرکت در این مهمانی نبود چون از بعد از ظهر، همسایه های چینی هر بار که از کنار پنجره ما عبور میکردن، برای ما دست تکان میدادند و های میگفتن…..و ساعت هشت و نیم شب هم دخترشون پابرهنه و بدو بدو دم در خونه ما اومد و پرسید که چرا به خونه اونها نمیریم و گفت که برای ما غذا آماده کردن….خلاصه ما به خونه چینی ها رفتیم و خیلی هم تحویلمون گرفتن و برامون نوشیدنی آوردن. اولش ترسیدیم که چیز نجسی باشه و نخوردیم اما بعد که دیدم اصرار میکنن شجاعت نشون دادم و از نوشیدنی چینی ها خوردم. بعدش هم به ناهید توصیه کردم که بخوره….خوب بود نوعی لیموناد….کم کم مهمونی تبلیغاتی چینی ها شروع شد و ما فهمیدیم که علاوه بر مهربونی و خونگرمی، چینی ها این مهمونی رو برای تبلیع یک نوع دیگ زود پز جدید و یک نوع دستگاه سرخ کن و بخار پز ترتیب داده اند. البته هیچ حرفی از اینکه ما باید از این دستگاه ها بخریم نزدند، اما گفتند که ما به دوستان دانشجومون از این دستگاههای پخت سریع توصیه کنیم. من هم همینجا توصیه میکنم که اگه سه چهار هزار رینگیت پول بیکار دارید از این دستگاه بخرید….

بعدش  همه دور میزی که دستگاه روز اون قرار داشت جمع شدن و از ما هم خواستن بیایم و ببینیم که این دستگاه چطوری خوراک مرغ و کاری رو در هشت دقیقه آماده میکنه….البته بعد از هشت دقیقه مرغها هنوز هم قد قد میکردن و چینی های خونگرم با ما در مورد تهران و زیبایی های دماوند و تاریخ کهن ایران و چین صحبت کردن و همچنین اون یکی دستگاه بخار پز رو هم تبلیغ کردن، تا مرغ و کاری حاضر بشه و ما نفهمیم هشت دقیقه شد یا چهل و هشت دقیقه….به هر حال اینها همه از تکنیک های آشپزی مدرن هستند….

اما دستشون درد نکنه خوراک مرغ و کاری بسیار خوشمزه ای به ما دادن و من هم غذا خوردن با چوبهای اونها رو به خوبی یاد گرفتم….روی هم رفته خیلی خونگرم و صمیمی بودن و خدا وکیلی قصدشون بیشتر از تبلیغ آشنایی با همسایه های ایرانی و عربشون بود…در پایان هم کلی با ما عکس یادگاری انداختند و ایمیل رد و بدل کردن و سفر خوبی رو برای من که رفتنی بودم آرزو کردن….

در این مهمونی کلی مطلب در مورد آداب و رسوم چینی ها یاد گرفتم که در یک پست دیگه مینویسم.

 

 

 

 

 آیا تا به حال متوجه شدید که مردم در مالزی همیشه از انگشت شصت برای اشاره کرن استفاده میکنن و مثل ما از انگشت سبابه یا همون انگشت اشاره ما استفاده نمیکنن؟؟؟ اگر تا حالا به این مساله دقت نکردین از همین امروز دقت کنید تا ببینید که من راست میگم. دلیل این مطلب رو اگه از مالزیایی ها بپرسید عموما به درستی نمیدونن و فقط میگن که چون مودبانه نیست....بعضی هاشون حتی اشاره با انگشت سبابه را خیلی کار بی ادبانه و توهین آمیزی میدونن.....و باز هم علتش رو که میپرسی میگن چون بی ادبانه هست....

اما من دلیلش رو از یکی از چینی هایی که توی مهمونی همسایه چینی ما بود و خیلی نکته مهم میدونست پرسیدم و اون هم گفت که این مساله از فرهنگ چینی وارد فرهنگ مالایی شده و حتی بسیاری از چینی های متولد مالزی هم دلیل قطعی اون رو نمیدونن....و اما فلسفه این کار اینه که وقتی با انگشت سبابه به چیزی اشاره میکنیم در واقع سه انگشت ما به سمت خودمون خم میشه و به خودمون اشاره میکنه و یک انگشت به طرف چیز مورد نظر اشاره میکنه....یعنی ما با سه انگشت داریم از خودمون سوال میکنیم و با یک انگشت به طرف اون...و این مودبانه نیست چون ما باید با چهار انگشت به خوردمون اشاره کنیم و از خودمون سوال کنیم و با یک انگشت اون جسم یا جهت رو نشون بدیم که نشانه احترام ما به طرف مقابل و اطمینان از پاسخی هست که به طرف میدهیم....

حالا امتحان کنید و ببینید که وقتی با شصت به چیزی اشاره میکنید چهار انگشت دیگر شما در حال اشاره به خودتون هستند و یعنی اینکه دارن از شما سوال میکنن و این یعنی جواب دادن مودبانه...البته در فرهنگ چینی....و بعدش هم وارد فرهنگ مالایی شده..............

البته وقتی از چینی ها یا مالایی ها آدرس میپرسیم با اینکه با انگشت شصت جواب میدن و با چهار انگشت از خودشون سوال میکنن....اما معمولا اشتباه جواب میدن...وای به حال اونکه با انگشت سبابه بخوان جواب بدن........

 

یادتون باشه وقتی که با چینی ها هم سفره میشوید آرنج ها رو روی میز نگذارید چون بی ادبانه محسوب میشه...فقط تا حد مچ های دست مجاز به قرار گیری در روی میز هستند....

نکته مهم دیگه اینکه هیچ وقت با چوبهای مخصوص غذا خوردن به سمت کسی یا چیزی اشاره نکنید چون خیلی بی ادبانه و توهین آمیزه....دلیلش هم اینطور جواب داده شد که این وسیله برای غذا خوردنه....نه اشاره کردن.........

اینها همه از اطلاعات موثقی بودن که همون آقایی که نکات مهم زیادی میدونست به ما یاد داد.....