تبليغاتX
روزهای بی تکرار من در ایران و مالزی

یادم نیست این عکس رو کی فرستاده بود...اما از صداقت این مرحوم خوشم میاد... 

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 ساعت 20:6 | لینک ثابت |
راستی چرا ما از هر دری که وارد میشیم به سیاست لعنتی بر میخوریم....بی خیال بابا این حرفها و یقه پاره کردنها جز اعصاب خوردی چیز دیگه ای نداره....

چرا ما ایرانیها از هر قشر و طبقه و سطح تحصیلاتی هم که باشیم فرقی نمیکنه ...تا دور هم جمع میشیم بحث رو به سیاست میکشیم و حرص میخوریم و به جای اینکه از بودن در یک جمع لذت ببریم اون رو محلی برای مرور موضوعات بیخود و رنج آور میکنیم....مردم ما توی اتوبوس سیاسی حرف میزنن...توی صف نون سیاسی حرف میزنن....به عروسی و عزا هم که میرن باز هم سیاسی حرف میزنن....و آیا این همه سیاست مدار که توی کوچه و بازار ولو هستند میتونند برای اصلاح وضع موجود کاری از پیش ببرند....

تو رو خدا سیاست رو بی خیال بشین...هر چند سخته اما وقتی کاری آب در هاون کوبیدنه بهتره که رها بشه....

چند وقت پیش در مالزی تعدادی مهمان مالایی داشتیم و اونها در سه چهار ساعتی که مهمان مابودند حتی یک کلمه حرف هم از سیاست کشور خودشون و یا کشور ما به میون نیاوردند و فقط در مورد آداب و رسوم دو کشور و مسائلی اینچنینی صحبت کردند...اما اینجا همه حرفها در یک جمع آخرش ختم میشه به سیاست...

گور بابای سیاست....زندگی باید کرد....

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در سه شنبه سی ام تیر 1388 ساعت 23:17 | لینک ثابت |
دوباره تهران و گرما و سر و صدا و بوق و دود ماشینها. از پنج صبح امروز که با صدای آژیر ماشین آتش نشانی بیدار شدم نخوابیدم و دارم سعی میکنم مثلا درس بخونم. اما این روزها دمای هوای آلوده تهران به بیش از ۴۲ درجه میرسه. البته این دمایی هست که شب دماسنج ماشین نشون میده روز حتما خیلی گرم تره. ...برای من که از محدوده شهرک و خونه مامانم بیرون تر نمیرم تهران و مردمش آروم به نظر میرسن ولی نمیدونم فضای واقعی تهران چه جوریه که استاد من از اون سر دنیا نگران شده و بدو بدو زنگ زده که از من و تهران خبر به دست بیاره....خدا رو شکر هنوز زنده ایم...بنزین سهمیه بندی هنوز هست و نون بربری و آب تهران هم هرچند با افزایش قیمت اما هنوز موجود میباشد و ملالی نیست جز بی ملالی.....فکر میکنم زیاد هم نباید به حواشی زندگی پرداخت...گاهی هم باید سرخوش و بی خیال بود بعضی روزها مثل امروز شاید هیچ وقت تکرار نشن....

راستی امروز روز عید مبعثه...چند ماه پیش اشتباهی اون رو تبریک گفته بودم همش هم تقصیر ناهید و گلسا بود....اما این دفعه مطمئن هستم چون در حال حاضر در فضای کاملا معنوی و روحانی و شاد ایران زندگی میکنم!....آخرش هم من فرق بین ریتمهای مداحی های مخصوص جشنها و عزاداریهای مذهبی رو که از تلویزیون پخش میشه نفهمیدم....فقط کشف کردم که وقتی عزا باشه همون ریتم رو پخش میکنن و یک روبان سیاه هم به علامت عزا کنارش میذارن و اگه جشن باشه هم همون مداحی پخش میشه و تصاویری از یک عده آقا که دستاشون رو بالای سرشون میبرن و دست میزنن نشون داده میشه....خیلی خوبه نه....

خوشحالم...امروز باز هم با دوستای قدیمی مهمونی دوره ای داریم و دوستان دبیرستانی دور هم جمع میشن....الان که فکر میکنم میبینم ما هجده ساله با هم دوستیم....من و شیما که بیشتر از بیست و یک ساله که دوستیم....چه قدر بزرگ شدیم...یک روز وقتی کسی موضوعی رو از ده سال پیش نقل میکرد من فکر میکرده که چقدر زیاده و الان وقتی شیطنت های دوره دبیرستان رو یادم میاد انگار همین دیروز بوده....

به هر حال عید همه مبارک....روز خوبی داشته باشید و شما هم به یاد دوستان گذشته باشد ....

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 ساعت 13:47 | لینک ثابت |

 

 

 

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در شنبه بیست و هفتم تیر 1388 ساعت 14:20 | لینک ثابت |
باز هم اومدم شمال. از دیروز تاحالا به بهشت خودم اومدم.فکر میکنم اگه اینجا یک اینترنت پر سرعت هم داشتم دیگه واقعا بهشت بود. حیف نیست که به تهران پر سر و صدا برگردم...

راستی به این نتیجه رسیدم که روحیات تالشی ها خیلی شبیه مالایی هاست....شاید به این دلیله که اینجا رو دوست دارم...به خاطر آرامش و مردم صادقش...

میخواستم چند تا عکس قشنگ از اینجا رو توی وبلاگ بذارم اما متاسفانه سرعت اینترنتم خیلی پایینه...

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 ساعت 23:6 | لینک ثابت |
منظورم اینجا از ماست همون ماستی که میخوریم نیست....ما...من و تو....همه....

یکی نیست بگه این همه درس داری و هنوز هم خونه زندگیت رو جمع و جور نکردی.....بشین سر کارت...اما گاهی وقتها همونطور که همیشه از نویسنده مرحوم هدایت نقل کردم در زندگی زخمهایی هست که....

همونطور که گفتم میخوام از رفتار عربها بگم. اولا که حجاج ایرانی از سالن ترانزیتی که همه مسافرین عربستان استفاده میکنند رفت و آمد نمیکنند. سالن ترانزیت اصلی رو در سفرم در سال ۷۴ دیده بودم...مثل همه جای دنیا ....تر و تمیز و مرتب با انواع فروشگاههای شیک و برخوردی مثل همه آدمهای متمدن....و اما این سالن که مخصوص ما ایرانیهاست....یک سالن کوچک بدون هیچ امکانات با دو سری سرویس بهداشتی مردانه و زنانه. همین. ...و اونقدر ما براشون اهمیت داریم که به محض ورود مسافرین به سالن متناوبا برق توالت ها رو قطع و وصل میکنن که زیاد مورد استفاده قرار نگیرن....

بعد از مدتی انتظار درب خروجی سالن رو باز میکنن و همه رو وارد قسمت دیدن گذر نامه میکنن. در اینجا یکی دو تا گردن کلفت عرب با صدای بلند فریاد میزنند که: حاجی احترام به صف...حاجی احترام به صف... و مسافرین رو به صف میکنن و رفتارشون چیزی شبیه رفتار با اسرای جنگی میمونه...بعدش هم یکی یکی ضمن چک کرن پاسپورت و ویزا مسافران را انگشت نگاری کرده و عکس اونها رو هم میگیرند....

به طور متوسط هر مسافر ایرانی بیشتر از ۵۰۰ هزار تومان در عربستان خرید میکنه....بعضی ها که من شنیدم نفری ۵ میلیون تومان خرج خرید سوغاتی کرده بودن و از اونجایی که کشور ما خیلی بسته هست عموما بیشتر مسافرین محو فروشگاهها و اجناس عموما به درد نخور چینی اونجا میشوند و اگر بهشون بگی که همه این بنجل ها در ایران هم هست همه میگن که در مفاتیح نوشته شده که خرید سوغاتی از آداب سفر میباشد....

حالا با اینکه این مسافرینی که به این خوبی پول خرج میکنن این قدر مورد بی احترامی واقع میشن رو براتون میگم:

۱- از اونجایی که ایرانیها همیشه برای نماز اهمیت خاصی قائل هستند به محض خروج از هواپیما اقدام به خواندن نماز در سالن ترانزیت میکنن...چون باید همه بفهمن که اونها از همه مسلمون تر هستند....لذا از انواع پلاستیک و کاغذ و ...برای تهیه اسباب نماز و انجام این فریضه میپردازند و سالن را تبدیل به زباله دانی میکنند....در ضمن علاقه زیادی به قیمت کردن انواع اجناس گرون قیمت و نخریدن اونها دارند....پس بهتره وارد سالن ترانزیت اصلی نشوند...

۲- کشور عربستان چون اصلا مهربون نیست برخورد شدیدی با کسانی که مواد مخدر همراه داشته باشند میکنه و بعضی دوستان ایرانی هم که حساس....

۳- در هنگام نماز های یومیه همه فروشگاههای کوچک و بزرگ در عربستان تعطیل میشه و همه به سمت مسجد میدوند...از اونجایی که اونها اصلا بد هستند و نمازشون هم قبول نیست و خدا هم خودش گفته که فقط نماز ایرانیها و به امامت روحانیون ایرانی قبوله..... اکثرایرانیها خلاف جهت بقیه و با کیسه های پر از خریدشون به سمت هتل میدوند و یا پشت در فروشگاه مینشینند تا بعد از نماز دوباره باز بشود....گاها هم در صف نماز جماعت فرادا نماز میخونن....و چون در مساجد اهل تسنن مهر وجود نداره از تکه ای دستمال کاغذی استفاه میکنند تا ارتباطشون با خدا کامل باشه....گاهی هم ازتنبلی اینکه برای تجدید وضو بیرون بروند این کار رو در مسجد و با استفاده از آب زمزم مخصوص نوشیدن داخل مسجد انجام میدن و همه جا رو خیس میکنن...

۴- ما ایرانیها ذاتا فوتوژنیک و جذاب هستیم و عاشق عکاسی و فیلم برداری...و مخصوصا وقتی میفهمیم این کار در جایی ممنوع هست حتما باید اون رو انجام بدیم...اینه که کیف خانمهای ایرانی بیش از بقیه کنترل میشه...

۵- ما همیشه و همه جا خوش لباس و شیک هستیم و اینقدر به خرید البسه و کفش و عطر اهمیت میدیم....اما نمیدونم چرا به محض رسیدن به عربستان همه فکر میکنند که وارد خونه خاله شدن...چرا که با دمپایی و چادر نماز گل گلی روانه کوچه و بازار میشن...

۶- ایرانیها عاشق گریه زاری و روضه خوانی هستند و فکر میکنند که اگه ذکر مصیبتی خونده نشده اصلا عبادتی در کارنیست...عموما به خواندن دعا و روضه دسته جمعی عادت دارند اونهم در مکانی که خیلی جلب توجه کنه ...همچنین ما اگه دستمون به ضریح نرسه و دخیل نبندیم انگار اصلا به قول خیلی ها زیارت بهمون نمیچسبه در حالیکه عربها با همه نادونی شون این کار رو شرک میدونن....

خلاصه که ایرانیها خودشون برای خودشون ارزش و اهمیت و احترامی در خور و شایسته یک ایرانی قائل نیستند و از طرفی هم به دلیل بسته بودن کشور ما به دیگران خوب معرفی نشدیم...اینه که عربها هم فکر میکنند که میتونن چنین رفتاری با ما داشته باشند...

 

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 ساعت 1:20 | لینک ثابت |
خاله سال ۵۴ همراه مامان بزرگ و اقاجون و دایی رضا به انگلیس سفر کرده بود برای دیدن دایی مجید که اون موقع در انگلیس درس میخوند. آخه قدیم تر ها بچه ایرانی ها برای درس خوندن فقط کشورهایی مثل انگلیس و آمریکا رو میشناختن و مجبور نبودن آویزون کشورهایی مثل مالزی و فیلیپین و هند باشن....تا اونجایی که من شنیدم اون زمان مالزی هنوز مالزی نبود و فیلیپین هم به عنوان صادر کننده کلفت شناخته میشد....

خلاصه ....در اون زمان به گفته خاله اونها در هتل هایت اقامت داشتند و هر روز آقاجون لموزین اجاره میکرده و اونها رو به گردش میبرده....و جالبه که اونها ریال ایرانی رو با خودشون برده بودند و انگلیسی ها وقتی میفهمیدن که اونها ایرانی هستند اونها رو پولدار و دارای چاههای نفت خطاب میکردن و احترامشون میگذاشتند....ایرانیها در سفرهاشون به خارج از کشور از بهترین فروشگاهها خرید میکردند و آخر سر هم اسکناس هزار تومانی میپرداختند....خرید براشون زحمتی نداشت به طوری که آقاجون برای پنج تا دختر دیگرش که ایران بودند پالتو های پوست سمور سوغاتی آورده بود و برای همه نوه ها هم اسباب بازی و لباس و ....

بیست سال بعدش خاله برای انجام یک درمان عازم انگلیس شد و این بار مجبور بود به جای حمل هزار تومانی پوند انگلیس تهیه کنه و اون هم به چه قیمتی....دیگه نمیتونست سراغی از لموزین و هتل هایت بگیره و در منزل دوستی اقامت کرد و همه اینها به کنار.....در بیشتر مواقع مجبور بود خودش رو افغانی معرفی کنه چون اگر میفهمیدن ایرانیه اون رو تروریست تلقی میکردن....آخرش هم چهار تا تیکه سوغاتی از حراجی خرید و پولهاشو تموم کرد و برگشت....

تازه این قضیه مال دوازده سیزده سال پیشه و حالا....بگذریم....انگلیس کشور نامسلمون و کافر و دشمن و .....(بو میده....) هست. بعضی کشور ها که با ما دوست هستن(مثلا) دیگه چرا؟ بعنوان مثال همین عربها که هنوز هم دارن سوسمار میخورن....

در پست بعدی مینویسم.... 

 

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 ساعت 15:2 | لینک ثابت |
این مطلب رو لیلا اکرمی فرستاده بود و چون خیلی مثل من و سوپروایزرم بود اینجا گذاشتمش...

وقتي من يك كاري را دير تمام ميكنم، من كند هستم.
وقتي رئيسم كار را طول دهد، او دقيق و كامل است.


وقتي من كاري را انجام ندهم، من تنبل هستم.
وقتي رئيسم كاري را انجام ندهد، او مشغول است.

وقتي كاري را بدون اينكه از من خواسته شود انجام دهم، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم.
وقتي رئيسم اين كار را كند، او ابتكار عمل به خرج داده است.


وقتي من سعي در جلب رضايت رئيسم داشته باشم، من چاپلوسم.
وقتي رئيسم، رئيسش را راضي نگاه دارد، او همكاري ميكند.

وقتي من اشتباهي كنم، من نادان هستم.
وقتي رئيسم اشتباه كند، او مانند ديگران يك انسان است.

وقتي من در محل كارم نباشم، من در گشتزدن هستم.
وقتي رئيسم در دفترش نباشد، او مشغول انجام امور سازمان است.


وقتي يك روز مرخصي استعلاجي داشته باشم، من هميشه مريض هستم.
وقتي رئيسم در مرخصي استعلاجي باشد، او حتماً خيلي بيمار است.

وقتي من مرخصي بخواهم، بايد يك جلسه دليل و توجيه بياورم.
وقتي رئيسم به مرخصي برود، بايد ميرفت چون خيلي كار كرده است.


 

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 ساعت 1:19 | لینک ثابت |
با سلام به دوستان وبلاگی من برگشتم. هنوز خسته هستم و از اینکه کلی از درس و مشقم عقب افتادم وجدان درد گرفتم. خدا وکیلی من برای همه از دانشجوی دکترا گرفته و محصل و هم دانشگاهی و غریبه و اشنا دعا کردم.....اما از قدیم گفتن که به حرف گربه سیاه بارون نمیاد....اما خدا کنه این دفعه به حرف این گربه سیاه بارون بیاد و همه به آرزوهاشون برسند....از اونجایی که همش نگران درس و این دکترای لعنتی بودم خیلی خیلی یاد دوستان و همسایه های استادی روم  افتادم و فکر کنم برای همه اونها و خلاص شدن هرچه زودترشون از همه بیشتر دعا کردم. تعداد زیادی از گروههایی که در این سفر با ما هم هتل بودند هموطنان خوش لهجه مشهدی بودند که این باعث میشد هر روز علاوه بر اینکه یادی از دوستان مشهدی کنم یادی ویژه هم از دوست گرامی مهندس تفریبا جوان کنم... شوهر من هم که کمابیش در جریان روحیات مهندس قرار داشت دائما میگفت جای مهندس خیلی خالیه....

جای همه خالی بود....فقط برای زیارت خانه خدا و پیامبرش...نه برای انگشت نگاری شدن و تحقیر شدن به جرم ایرانی بودن....خدا رو شکر میکنم از سفری که نصیبم کرد و دیگه به همچین سفری نخواهم رفت تا وقتی که ایرانی از احترامی در خور ایرانی واقعی برخوردار شود....به امید اون روز...

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 ساعت 16:45 | لینک ثابت |
دارم به مدینه و مکه سفر میکنم. برای همه دوستان هم دعا خواهم کرد. همینطور برای همه اونهایی که از من خوششون نمیاد....فکر میکنم تا دو هفته دیگه دسترسی به اینترنت نداشته باشم. پس فعلا خدا نگهدار....

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در شنبه ششم تیر 1388 ساعت 15:2 | لینک ثابت |

این مطلب رو نازنین خیلی وقت پیش فرستاده بود امامن یادم رفته بود توی وبلاگ بذارمش. این روزها دیدم هاله داشتن و این حرفها مد شده ....گفتم خوبه مردم همه بدونن هاله هاشون چه رنگیه....من که هاله نقره ای دارم....شاید هاله نور باشه...نمیدونم...

  

  در صورتي كه تاريخ تولد شما در:

اول فروردين ماه باشد سياه هستيد

بين دوم فروردين تا 11 فروردين باشد ارغواني هستيد

بين 12 تا 21 فروردين باشد. شما سرمه اي است

بين 22 فروردين تا 31 فروردين باشد نقره اي هستيد.

بين يكم ارديبهشت تا 10 ارديبهشت باشد سفيد هستيد.

بين 11 ارديبهشت تا 24 ارديبهشت باشد شما آبي هستيد.

بين 25 ارديبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائي رنگ هستيد.

بين 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شيري رنگ هستيد.

بين 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستري هستيد.

بين 24 خرداد تا دوم تير ماه باشد شما رنگ خرمائي هستيد.

سوم تير ماه باشد رنگ شما خاكستري است.

بين 4 تير ماه تا 13 تير ماه باشد شما قرمز هستيد.

بين 14 تير ماه تا 23 تير ماه باشد شما نارنجي هستيد.

بين 24 تير ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستيد.

بين 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتي هستيد.

بين 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبي هستيد.

بين 23 مرداد تا يكم شهريور باشد شما سبز هستيد.

بين 2 شهريور تا 11 شهريور باشد شما قهوه اي هستيد.

بين 12 شهريور تا 21 شهريور باشد شما كبود رنگ هستيد.

بين 22 شهريور تا 31 شهريور باشد شما ليموئي هستيد.

متولدين يكم مهر ماه زيتوني هستند.

بين 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغواني هستيد.

بين 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه اي داريد.

بين 22 مهر ماه تا يكم آبان ماه شما نقره اي هستيد.

بين 2 آبان تا 20 آبان ماه باشد شما سفيد هستيد.

بين 21 آبان ماه تا 30 آبان ماه باشد رنگ شما طلائي است.

بين يكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شيري رنگ هستيد.

بين 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستري هستيد.

بين 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائي رنگ هستيد.

متولدين اول ديماه نيلي رنگ هستند.

بين دوم دي ماه تا 11 دي ماه باشد رنگ شما قرمز است.

بين 12 دي ماه تا21 دي ماه باشد شما نارنجي هستيد.

بين 22 دي ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستيد.

بين 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتي هستيد.

بين 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبي هستيد.

بين 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستيد.

بين 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه اي هستيد.

بين 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبودي رنگ هستيد.

بين 21 اسفند تا 29 اسفند باشد ليمويي هستيد...

 

قرمز

با نمك و دوست داشتني، مشكل پسند اما هميشه عاشق... و اين طور به نظر مي رسد كه مورد محبت نيز باشيد. با روحيه و بشاش اما در همان زمان ميتوانيد بد اخلاق هم شويد.  

قادريد با مردم بسيار خوب و با ملاطفت برخورد كنيد و اين همان عشقي است كه ميتواند در راهي كه در پيش داريد همراهتان باشد.

آدم هايي را كه راحت صحبت مي كنند دوست داريد اين آدم ها باعث مي شوند احساس راحتي بيشتري داشته باشيد.

 

شيري رنگ

اهل رقابت و بازي دوست. دوست ندارد ببازد ولي هميشه بشاش است.

شما قابل اعتماد و امين هستيد و خيلي علاقه داريد وقت خود را بيرون بگذرانيد. با دقت عشقتان را انتخاب مي كنيد و به سادگي عاشق نمي شويد اما وقتي او را يافتيد تا مدت هاي طولاني دوستش خواهيد داشت.

 

نيلي

شما بيشتر متوجه نگاهتان هستيد و استانداردهاي بالايي در انتخاب عشق داريد. هر راه حلي را با دقت و تفكر انتخاب مي كنيد و بسيار بندرت مرتكب اشتباه احمقانه مي شويد. دوست داريد رهبر باشيد و به راحتي مي توانيد دوستان جديد پيدا كنيد.

 

خاكستري

جذاب و فعال هستيد، شما هرگز احساستان را پنهان نمي كنيد و هر آن چه را كه درونتان است آشكار مي سازيد. اما ضمنا مي توانيد خودخواه هم باشيد. مي خواهيد مورد توجه باشيد و نمي خواهيد به طور نا برابر با شما برخورد شود. مي توانيد روز مردم را روشن كنيد. شما مي دانيد در زمان مناسب چه بگوييد و خوش اخلاق هستيد.

 

سبز

خيلي خوب با افراد تازه كنار مي آييد. در واقع آدم خجالتي اي نيستي اما گاهي اوقات با كلماتت به عواطف مردم آسيب مي رسانيد. دوست داريد تا مورد توجه و علاقه كسي باشيد كه دوستش داريد ولي اغلب تنهاييد و به انتظار فرد مورد نظرت مي مانيد.

 

طلائي

شما ميدانيد چه چيزي درست و چه چيزي نادرست است. آدم بشاشي هستيد و زياد بيرون مي رويد. بسيار سخت مي تواني فرد مورد نظرت را پيدا كني اما وقتي او را يافتي تا ساليان متمادي دوباره عاشق نمي شوي.

 

صورتي

شما همواره در تلاشيد تا در هر چيزي بهترين باشيد و دوست داريد به سايرين كمك كنيد. اما به سادگي قانع نمي شوي. داراي افكاري منفي هستيد و در جستجوي عشقي شورانگيز مانند آنچه در قصه هاست هستيد.

 

زرد

شما شيرين و بي گناهيد. مورد اعتماد بسياري از مردم و داراي رهبريتي قوي در ارتباطاتتان هستيد. شما خوب تصميم مي گيريد و انتخاب درستي در زمان مناسب مي گيريد. همواره در افكار داشتن روابط عاشقانه بسر مي بريد.

 

خرمائي

باهوشيد و مي دانيد چه چيزي درست است. مي خواهيد همه چيز را مطابق ميل خود كنيد كه گاهي مي تواند به دليل عدم توجه به نظر ديگران مشكل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور هستيد. وقتي فرد مورد نظرتان را يافتيد برايتان دشوار است فرد بهتري پيدا كنيد.

 

نارنجي

در مقابل اعمالتان مسووليت پذير هستيد. مي دانيد چگونه با مردم رفتار كنيد. همواره اهدافي براي دستيابي به آن ها داريد و حقيقتا براي رسيدن به آن ها تلاش مي كنيد. فردي آماده رقابت هستيد. دوستانتان برايت بسيار مهم هستند و قدر آنچه را كه داريد ميدانيد، گاهي اوقات واكنشتان زيادي شديد است و علت آن نيز احساساتي بودنتان است.

 

ارغواني

اسرار آميز هستيد، به هيچ وجه خودخواه نيستيد ، زود و آسان نظرتان جلب مي شود. روزتان با توجه به خلقتان مي تواند غمگين يا خوش باشد. بين دوستان محبوب هستيد اما مي توانيد دست به عمل احمقانه اي نيز بزنيد، به سادگي امور را فراموش مي كنيد. به دنبال شخصي هستيد كه قابل اعتماد باشد!!!

 

ليموئي

آرام هستيد، اما به دگي عصباني مي شويد. به آساني حسادت مي ورزيد و در مورد چيزهاي كوچك اعتراض مي نيد، نمي توانيد به يك كار بچسبيد اما داراي شخصيتي هستيد كه اعتماد و علاقه همه را جلب مي كند.

 

نقره اي

خيال پرداز و بامزه ايد، دوست داريد چيز هاي جديد را بيازماييد. علاقه داريد خود سازي كنيد و به سادگي مي آموزيد، به راحتي مي توان با شما صحبت كرد و شما نصايح خوبي مي دهيد. وقتي موضوع دوستي است متوجه مي شويد نمي توان به كسي اعتماد كرد، اما وقتي دوستان واقعي خود را يافتيد تا پايان عمر به آن ها اعتماد مي كنيد.

سياه

شما يك مبارز هستيد و داراي انگيزه ايد. اما تغيير در زندگي را نمي پسنديد. زماني كه تصميمي گرفتيد، روي تصميمتان تا مدت ها پاي مي فشاريد. زندگي عشقي شما نيز توام با مبارزه است و مثل همه نيست.

 

زيتوني

شما روشن قلب و آدم گرمي هستيد. همراه خوبي براي فاميل و دوستانيد. خشونت را نمي پسنديد و مي دانيد چه چيزي درست است. شما مهربان و بشاش هستيد اما بهسادگي به مردم حسادت نورزيد.

 

 

قهوه اي

فعال و ورزشكاريد ، براي ديگران مشكل است كه به شما نزديك شوند. زماني كه متوجه مي شويد نمي توانيد به چيزي كه مي خواهيد دستيابيد ،‌ به سادگي تسليم شده آن را رها مي كنيد.

 

آبي

اتكا به نفس كمي داريد و خيلي ايرادي هستيد. هنرمند هستيد و دوست داريد عاشق شويد ، اما مي گذاريد عشقتان از دستتان برود چون در اين مورد از مغزتان فرمان مي گيريد نه از قلبتان.

 

سرمه اي

شما جذابيد و عاشق زندگي خود هستيد، نسبت به همه چيز داراي احساسي قوي هستيد و خيلي زود گيج مي شويد زماني كه از دست شخص يا اشخاصي عصباني مي شويد برايتان مشكل است آن ها را ببخشيد.

 

سفيد

شما آرزو و اهدافي در زندگي داريد زود حسادت مي ورزيد. نسبت به ديگران متفاوت و گاهي اوقات عجيب هستيد اما همه اين حالت شما را دوست دارند.

 

كبود

احساسات شما بسادگي و ناگهاني تغيير ميكند اغلب تنها هستيد ، مسافرت را دوست داريد. انسان صادقي هستيد ولي حرف مردم را زود باور مي كنيد. يافتن عشق براي شما سخت است و گمگشته عشق هستيد.

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در جمعه پنجم تیر 1388 ساعت 2:36 | لینک ثابت |
 

 واقعا که حال همه دیگه از این سیاست لعنتی ایران به هم میخوره. این ها رو ندا فرستاده ...

 

بخشي از يك شاهكار ادبيات لري: يكي بيد يكي نبيد، سه تا درخت بيد كه دو تاش بيد بيد يكيش بيد نبيد، اوني كه بيد نبيد وسطه اون دو تا كه بيد بيد بيد.

 

به يكي ميگن: يه جمله فلسفي بگو

ميگه: احمق ترين افراد كساني هستند كه به همه چيز اطمينان كامل داشته باشن.

ميگن: مطمئني؟

ميگه:  %100

 

انواع مرد:

اروپايي: يه زن داره يه دوست دختر، زنشو بيشتر از دوست دخترش دوست داره.

امريكايي: يه زن داره يه دوست دختر، دوست دخترشو بيشتراز زنش دوست داره.

ايراني: يه زن داره سي تا دوست دختر، ننه اش رو از همه بيشتر دوست  داره.

 

سلام سلامتي مياره، سلامتي شادي مياره، شادي نشاط مياره، نشاط زندگي مياره، زندگي عشق مياره، عشق زن مياره، زن بچه مياره، بچه درد سر مياره، دردسر بدبختي مياره، پس سلام بي سلام.

 

دخترا با 1000 اميدو آرزو با يه 1 پسر دوست ميشن، اما پسرا با 1 آرزو با 1000 تا دختر.

  

ميدوني بدترين ضد حال چيه؟

اينكه كچل مو بكاره، بعد اسمش براي حج در بياد.

نوشته شده توسط مینا کبودرآهنگی در چهارشنبه سوم تیر 1388 ساعت 23:49 | لینک ثابت |
 
business article