در مدتی که مالزی بودم خانمهای آرایش کرده و بزک کرده کمتر میدیدم اما دیشب تا بخوای مدل آرایش و مو و مانتو و....دیدم. خیلی جالبه اینجا فشن شو از تلویزیون پخش نمیشه اما توی خیابون ها اجرای زنده ...تا دلت بخواد...من که مثل اصحاب کهف لباس پوشیده بودم و ساده وبی ارایش بودم تا حد زیادی منگل به نظر می رسیدم و در حالیکه با تعجب هموطنانم رو نگاه میکردم و از این همه تغییر اونها در طی این یک سال شاخ در اورده بودم به شدت سعی داشتم تخمین بزنم که حدودا روزانه چند کیلوگرم یا حتی چند تن لوازم آرایش در ایران مصرف میشود و با توجه به گرانی آیا دولت برای لوازم آرایش یارانه پرداخت می کنه...چون لوازم آرایشی در ایران خیلی ارزون تر و فراوان تر از مالزی هست...
همینطور که قدم میزدیم چند تا خانم چادری که مامور نیروی انتظامی بودند رو دیدیم...من با توجه به تبلیغاتی که شده بود تقریبا خودم رو پشت شوهرم قایم کرده بودم اما با کمال تعجب دیدم که همه اون خانمهای محترمه...با افتخار و بدون ترس در حالیکه به ما مور ها زل زده بودند از جلوشان رژه می رفتند...مثل اینکه فقط با دختر بچه ما و پیرزن ها و خانمهایی با پوشش ساده تر قراره برخورد صورت بگیره چون بقیه مصونیت شغلی دارن....
به هر حال جهت اطلاع دوستان بگم که زیاد هم بگیر بگیر نیست...یک نکته مهم دیگه هم اینه که لوازم خونه در ایران خیلی گرونتر از مالزی نیست...با هزینه حمل اگر حساب کنیم که مالزی گرون تر هم در میاد...حتی تلویزیون ال سی دی هم که فکر می کردم ایران گرونتر باشه دقیقا هم قیمت مالزی در میاد...
ببخشید که در وبلاگم پیام شخصی میدم...اما بچه ها میز هاتون رو سفت بچسبید...اینجا هم مثل مالزی از دور بوی کباب میاد نزدیک که بیای می بینی خر داغ کردن....
دانشگاه علم و صنعت فکر کنم از زمان تاسیس تا حالا هیچ تغییری در وضعیت ظاهر و کیفیت محیطی نداشته که هیچ...تخریب هم شده از همه نظر...نمیدونم الان باید چه احساسی داشته باشم...اگه بخوام از اینکه دانشگاهی که دراون تحصیل میکنم بهتر از دانشگاه کشورم هست خوشحال بشم...که قضیه تف سر بالا میشه....اگر هم بخوام دروغی بگم نه...که ضایعه...خیلی خیلی متاسفم...دانشجویان کشور با این همه ثروت و منابع آواره دور دنیا هستند و جالب اینه که اونجا بیشتر هم تحویلشون می گیرن...تحویل گرفتن بخوره تو سر...یادتون نره برای شهدای مدفون در اونجا فاتحه ذکر کنید...شوخی نمیکنم...ثواب داره...اینطوری شاید بعدا کسی هم سر مزار ما فاتحه بخونه...
به هر حال خیلی ممنون از دوستی که من رو همراهی کردند که اصلا بتونم وارد این دژ مستحکم بشم...به هر حال تجربه جالبیه که ادم با پارتی بازی بتونه هفته ای یکبار از کتابخانه دانشگاه در کشور خودش استفاده کنه تازه به شرطی که آسته بره آسته بیاد که گربه شاخش نزنه...
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده
."يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود :"پدر
با بدترين پيش داوريهاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه
:رو خوند
پدر عزيزم،با اندوه و افسوس فراوان برايت مينويسم.
...من مجبور بودم با همسرجديدم فرار کنم
.چون ميخواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم
.من احساسات واقعي رو با سارا پيدا کردم، او واقعاً معرکه اس
...اما ميدونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت
به خاطر تيزبينيهاش، خالکوبيهاش، لباسهاي تنگ موتور سواريش و
(.به خاطر اين که سنش از من خيلي بيشتره (تقريبا8 سال
پدرهمسرمن حامله است. سارا به من گفت ما ميتونيم شاد و خوشبخت
بشيم.اون يک تريلي توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون.
ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه
سارا چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نميزنه
ما اون رو براي خودمون ميکاريم، و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي
که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و اکستازيهايي که ميخوايم
در ضمن، دعا ميکنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، و سارا
بهتر بشه.. اون لياقتش رو داره.نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم
چطور از خودم مراقبت کنم.يک روز،مطمئنم که براي ديدارتون برميگرديم
اونوقت تو ميتوني نوههاي زيادت رو ببيني
با عشق...پسرت.
.
پاورقي :
پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست
من توي خونه دوستم هستم
فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست
نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه
!دوستت دارم
دست نازنین درد نکنه یک کمی باعث خنده شد...من قصد توهین به هیچ کسی رو ندارم فقط خنده و کمی آموزش گاهی بد نیست...
آموزش زبان ترکی در 3 ثانیه
1- هرگاه حرف ب ساکن قبل از ر بیاید جای آنها عوض می شود:
مثال: کبریت <-- کربیت تبریز <-- تربیز
2- حرف گ در اول کلمه ق و در سایر موقعیتها ج ادا میشود:
مثال: گازوئیل <-- قازوئیل تگرگ <-- تجرج کامپیوتر <-- قامپیوتیر
3- گاه حرف ه در آخر کلمه به ی و در برخی انواع گویش به صدای او تبدیل میشود:
مثال:
گوجه فرنگی <-- قوجی فرنجی (یا همان گیرمیز بادمجان)
ماهی تابه <-- مایتابو
4- صدای ق به صدای گ و حرف گ در اول کلمه با صدای ق ادا می شود. در برخی موارد ق حذف میشود:
مثال:
قند <-- گند
گلابی <-- قلابی
آقای رئیس <-- آی رئیس
5- گاه حرف ی بعد از حرف با صدای کسره با صدای و تلفظ میشود:
مدیر<-- مدور
6- بعد از حروفی که در کلمه با صدای کسره ادا میشوند یک ی اضافه میشود:
مثال:
مثال <-- میثال
ابتدا <-- ایبتیدا
چراغ <-- چیراگ
3- حرف ک هیچگاه با صدای ک ادا نشده و بسته به موقعیت حرف در کلمه، موقعیت کلمه در جمله، نوع وضع عصبی گوینده، محل تولد گوینده، وضع آب و هوا و ... با صدای ش خ چ ق ادا شده و گاه اصلا ادا نمی شود:
مثال: من به تک تک سوالات شما پاسخ خواهم داد <-- من بی تشتچ سوالات شما پاسخ خواهم داد.
مرتیکه کثافت درست رانندگی کن <-- مرتیچه چثافت درست رانندجی قن
سلام آقای دکتر <-- سلام آی دتر
زبان بیسیک <-- زبان بیسیخ
چکار می کنی؟ <-- چخار موقونو ؟
4- معمولا افعال در حالت اول شخص به صورت دوم شخص بیان میشوند.
من با شما نبودم <-- من به شما نبودی !
5- ضمیر ملکی متصل دوم شخص به صورت سوم شخص بیان میشود:
حالت خوبه ؟ <-- حالش خوبی
اوایل که به مالزی اومده بودم این خانم پیر هندی رو در محدوده پاسار سنی میدیدم و گهگاه با هم صحبت می کردیم پیرزن رنج کشیده ای بود و همیشه مقدار زیادی بار با خودش حمل و نقل می کرد که هیچ وقت نفهمیدم چی بود...چند شب پیش اون خانم رو هم دیدم...باهاش خداحافظی کردم و عکس گرفتم اونهم گفت به معبد سای بابا میره و برای من دعا میکنه...من هم برای اون و همه آدمها دعا می کنم....

یک روز خاطره اولین روز ورودم به دانشکده معماری یو پی ام نوشتم و امروز هم آخرین روز من در این دانشکده بود هر چند باز برمیگردم اما حدود شش ماه دوری از محل و کسانی که شش ماه جای همه دوست و فامیل رو برام پر کرده بودند، سخت تر از اون چیزیه که فکر می کردم....من به همه آدمهای اینجا، به فضای اینجا و به حتی گل و بوته های اینجا خو گرفته بودم...با اینکه دلتنگ میشم، اما آرزو میکنم یک روز اینجا رو برای همیشه ترک کنم....مثل آقای طاهری، یا بهتره بگم دکتر طاهری(بنده خدا زحمت کشیده دکترا گرفته...)به هر حال خوشحالم که دوران خوبی رو گذروندم و تجربیات زیادی رو کسب کردم که میتونه همیشه در زندگیم تاثیر گذار باشه...باز هم خواهم نوشت، حتی وقتی ایران هستم هم از مالزی و خاطرات و تجربیاتم در مالزی مینویسم...البته اگر فرصت بشه و اینترنتی داشته باشم...خوبه که دیگران تجربیات ما رو بدونن و البته استفاده کنن....چون ما اصولا دوست داریم همه چیز رو خودمون تجربه کنیم حتی اگه اون چیز زمین خوردن با دماغ باشه... به هر حال...هرچه رفت از عمر یاد آن به نیکی می کنند...چهره امروز از آیینه فردا خوش است....
(با وجود کهنه و تکراری بودن این مطلب چون در استانه سفر به شهر هرت هستم این مطلب رو برای شما قرار دادم)

شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب
شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگه رو مي شناسن
شهر هرت جايي است که همه بَدَن مگر اينکه خلافش ثابت بشه
شهر هرت جايي است که دوست بعد از شنيدن حرفات بهت مي گه: دوباره لاف زدي؟؟
شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند
شهر هرت جايي است که درختا علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند
شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند
شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند
شهر هرت جايي است که همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر
شهر هرت جايي است که براي مريض شدن و پيش دکتر رفتن حتماْ بايد پارتي داشت
شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده چند چادر برپا کرد
شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي کند
شهر هرت جايي است که زن بايد گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش مي گن مرواريد در صدف
شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن
شهر هرت جايي است که 33 بچه کشته مي شن و ماموراي امنيت شهر مي گن: به ما چه. مادر پدرا مي خواستند مواظب بچه هاشون باشند
شهر هرت جاييه که نصف مردمش زير خط فقرن اما سريالاي تلويزيونيشو توي کاخها مي سازن
شهر هرت جايي است که 2 سال بايد بري سربازي تا بليط پاره کردن ياد بگيري
شهر هرت جاييه که موسيقي حرام است حرام
شهر هرت جايي است که همه با هم خواهر برادرن اما اين برادرا خواهرا رو که نگاه مي کنن ياد تختخواب مي افتن
شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه
شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه
شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي
شهر هرت جايي است که همه شغلها پست و بي ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار
شهر هرت جايي است که وقتي مي ري مدرسه کيفتو مي گردن مبادا آينه داشته باشي
شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است
شهر هرت جايي است که توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه....
شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي کني مي گه: نمي دونم هر چي بابام بگه
شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر رو دعوت مي کني و شام مي دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن
شهر هرت جايي است که هرگز نمي شه تو پشت بومش رفت مگر اينکه از يک طرفش بيفتي..
شهر هرت جايي است که .......
خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست!!!!!!
اهداف تربیتی:
جهت تقویت ان بخشی از مغز که از وجودش بی خبرند.
واحد اول: دروس پاایه ای:
چطور بدون مادرمان زندگی کنیم .200 ساعت ."همسرم مادرم نیست. 35 ساعت
درک این مساله که فوتبال چیزی جز یک ورزش نیست و که حذف شدن از جام جهانی فاجعه نیست 500 ساعت
زندگی زناشویی: واحد دوم
بچه دار شدن بدون حسودی به نوزاد 50 ساعت
غلبه بر سندروم "کنترل از راه دور تلویزیون همیشه باید دست من باشد"55ساعت
درک این مساله مهم که کفش ها خودشان توی جاکفشی نمی روند80 ساعت.
چطور بدون گم شدن، لباس های کثیفمان را تا سبد رخت چرک ببریم 50 ساعت
چطور بدون اینکه ناله کنیم از بیماری مهلک سرما خوردگی جان سالم به درببریم.50 ساعت
واحد سوم:اوقات فراغت
چطور در آشپزی کمک کنیم بدون اینکه آشپزخانه را به گند بکشیم
چطور نوشیدنی سرو کنیم بدون اینکه سینی راتبدیل به استخر کنیم
چطور یک بلوز را در کم تر از دو ساعت اتو کنیم و در عین حال از سوختنش جلوگیری کنیم
واحد سه:آشپزخانه
مرحله اول مقدماتی
Offخاموش
On روشن
مرحله دوم پيشرفته :اولین نیمروی زندگیم بدون سوزاندن ماهیتابه
کلاس عملی:عملیات جوشاندن آب قبل از اضافه کردن ماکارونی:
بعد از قبولی در مرحله اول مرحله فشرده باعناوین زیر آغاز میشود.نظر به اینکه مباحث واقعا پیچیده اند در هر کلاس حداکثر هشت شاگرد پذیرفته می شوند
اولین مبحث:البسه:از لباسشویی تا کمد :یک مرحله مرموز
دومین مبحث: ریسک های پر کردن ظرف آب بعد از آب خوردن و بردن آن تا یخچال
سومین مبحث:آشپزی و بیرون بردن زباله ها شما را ناقص نمی کند
چهارمین مبحث:مصیبت کاغذ توالت:کاغذ توالت خود به خود کنار توالت ظاهر نمیشود(نمایشگاهی از همه چیزهای خود به خودی در خانه! )
پنجمین مبحث:ایا وقتی مردی رانندگی می کند،می تواند آدرس بپرسد بدون اینکه بی عرضه به نظر برسد؟(مطالعه ميداني)
ششمین مبحث:تفاوت های اساسی زمین با سبد رخت چرک.
هفتمین مبحث:"مردی در صندلی کنار راننده"آیا واقعا ممکن است دائما دستورالعمل صادر نکنیم و غر نزنیم وقتی خانم رانندگی می کند یا مشغول پارک کردن است؟
|
وقتي كبوتري شروع به معاشرت با ************ ********* ******
************ ********* ****** اما چه رنجي است لذت ها را تنها ************ ********* ****** اكنون تو با مرگ رفته اي و من ************ ********* ****** وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را ************ ********* ****** اگر قادر نيستي خود را بالا ************ ********* ****** به سه چيز تکيه نکن ، غرور، دروغ و عشق. آدم با غرور مي تازد، با دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد |
يک بچه ميمون بیخانمان که مشرف به مرگ بود با عشق يک کبوتر زندگی دوباره يافت.
اين بچه ميمون بعد از اينکه توسط مادرش رانده شد و در شرف مرگ بود نجات داده شد و به بيمارستان حيوانات در يکی از استانهای چين برده شد و درمان برای وی شروع شد اما همچنان بیاشتها بود و حال مساعدی نداشت تا اينکه يکی ديگر از بيماران آن بيمارستان که يک کبوتر بود او را زير بال خود گرفت و احساس و عشق خود را به او نشان داد و از آن پس ميمون سلامتی و شادابی خود را باز يافت.
(نتیجه اخلاقی:مهربانی با میمونها...)

امروز سایت ایسام اعلام کرد که رییس جمهمور قراره با دانشجویان مقیم مالزی هم ملاقات داشته باشد و از اونجایی که دانشجویان مقیم مالزی به اندازه دانشجویان وطنی بیکار نیستن فکر کردم ممکنه که شرکت در این مراسم رو از دست بدهند و به این خاطر گزارشی از یکی از ملاقاتهای دانشجویی رو به قلم طنز آقای نبوی براتون گذاشتم. خداوکیلی اگر کسی شرکت کرد گزارش رو برای من بفرسته....
(در ضمن میتونید به سوالها جواب بدید و جایزه دریافت کنید)
بذارش روی میز
ابراهیم نبوی
دیروز احمدی نژاد با دانشجویان دانشگاه امام صادق، که طبیعتا نماینده همه دانشگاههای کشور است، در ساعت نه شب تا یک نیمه شب که طبیعتا همه ملاقات های مردمی در دنیا در همین ساعت صورت می گیرد، در دفتر خودش که طبعا هر کسی در دنیا می خواهد با مسائل دانشگاه مواجه بشود، در دفتر رئیس جمهور با دانشجویان ملاقات می کند، برای آگاهی از مسائل دانشگاه، برای دانشجویان سخنانی ایراد کرد و در این سخنان اعلام کرد: " هنوز همه آرمانهای مان را روی میز نیاورده ایم." در همین موقع دانشجویان شعار دادند: " رئیس جمهور عزیز، بذار اونو روی میز."
وی سپس به دانشجویان گفت: آیا سووالی دارید؟
یکی از دانشجویان گفت: شما چرا اینقدر خوبید؟
وی پاسخ داد: به این سووال پاسخ نمی دهم، مادرم باید بگوید من چرا خوبم.
یکی دیگر از دانشجویان پرسید: چرا آب در صد درجه به جوش می آید؟
وی پاسخ داد: ای شیطون، معلومه تو هم مثل من تو کار علم واردی.
سپس یک دانشجوی دیگر گفت: الهی قربونت برم، می شه من بمیرم براتون؟
وی گفت: نه عزیزم، خوبی از خودتونه، تو رو خدا اینقدر محبت جامعه دانشجویی رو به من نشون ندین.
آنگاه یکی از دانشجویان معترض گفت: "چرا رئیس جمهور دستور نمی دهد که همه دانشجویان دیگر را کتک بزنند؟"
رئیس جمهور گفت: شما فکر می کنید رئیس جمهور شما همه قدرتها را دارد؟ من الآن دو سال است می گویم عامل گرانی مسکن را پیدا کنید، ولی نمی کنند.
آنگاه یک دانشجوی دیگر با عصبانیت پرسید: چرا بعضی از نیروهای کثیف با شما مخالفند؟
رئیس جمهور پاسخ داد: چون من خیلی ماه هستم.
در پایان یکی از دانشجویان گفت: شما وقتی دانشجو بودید مثل ما شهامت سووال کردن از رئیس جمهور را داشتید؟
احمدی نژاد پاسخ داد: ما همیشه آرزوی مان بود روزی رئیس جمهور شویم و بگذاریم دانشجویان بیایند پیش ما و حرف دل شان را بزنند.
در پایان دانشجویان رفتند.
در همین راستا، و با توجه به اهمیت سووال کردن و پاسخ دادن، یک پرسشنامه چهار جوابی برای کلیه دانشجویان کشور طرح می شود. لطفا به این سووالات پاسخ داده و پاسخنامه را برای عمه رئیس جمهور که معمولا در مقابل دانشجویان پاسخگوست بفرستید.
سووال اول: چرا رئیس جمهور برای پاسخ دادن به سووالات دانشجویان آمریکایی ده هزار کیلومتر سفر کرده و با شجاعت به میان دانشجویان دانشگاه کلمبیا رفت، ولی همین رئیس جمهور با شجاعت به دانشگاه تهران نرفت؟
1) چون رئیس جمهور ما خیلی شجاع است.
2) چون راه دانشگاه تهران خیلی دور است.
3) چون کلمبیا در خارج است و دانشگاه تهران در داخل.
4) چون در آنجا دوربین زیاد بود.
سووال دوم: چرا رئیس جمهور به جای رفتن میان دانشجویان آنها را به میان خودش آورد؟
1) چون آمدن سیصد نفر از رفتن یک نفر ساده تر است.
2) چون در دانشگاه سالن برای ملاقات نبود، ولی در دفتر بود.
3) چون می خواست برود که یکهو دید آمدند.
4) آنها نیامدند، بلکه آورده شدند.
سووال سوم: چرا در جلسه پرسش و پاسخ با دانشجویان هیچ سووالی مطرح نشد؟
1) چون رئیس جمهور همه سووال ها را بلد بود.
2) چون دانشجویان اصولا سووالی ندارند.
3) چون رئیس جمهور همه جواب ها را داد.
4) اصولا سووال کردن برای سلامتی خوب نیست.
سووال چهارم: چرا به جای دانشجویان دانشگاه تهران، دانشجویان دانشگاه امام صادق برای ملاقات با رئیس جمهور انتخاب شدند؟
1) چون دانشجویان دانشگاه تهران چاق بودند و در آن سالن جا نمی شدند.
2) چون امام صادق امام هفتم شیعیان است.
3) چون دانشجویان دانشگاه تهران سرما خورده بودند.
4) چون دانشجویان امام صادق قبلا آمده بودند، لازم بود که بعدا هم بیایند.
سووال پنجم: چرا رئیس جمهور برای ملاقات با روستائیان ابرقو ساعت دوازده ظهر با آنها ملاقات می کند، ولی با دانشجویان ساعت 9 شب تا 1 نیمه شب ملاقات کرد؟
1) چون روستائیان شب ها زود می خوابند.
2) چون رئیس جمهور وقت شناس است.
3) چون دانشجویان شبها دیر می خوابند.
4) ارتش چرا ندارد.
سووال ششم: منظور رئیس جمهور در جمله " هنوز همه آرمانها را روی میز نیاورده ایم." از " آرمان" چیست؟
1) یک چیز مهم که ایشان دارد، ولی ما تا حالا ندیدیم.
2) یک چیز بزرگ که اگر روی میز بگذارند، همه دنیا به هم می ریزد.
3) یک چیز مهم که فعلا رئیس جمهور به کسی نشان نداده.
4) یک چیزی که فعلا زیر میز است.
سووال هفتم: با توجه به جمله "هنوز همه آرمانها را روی میز نیاوردیم" پیش بینی کنید اگر همه آرمانها را روی میز بیاورند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
1) دهان مان آسفالت است.
2) دهان مان صاف است.
3) دهان مان بسته می شود.
4) دهان مان یک جور دیگر می شود.
سووال هشتم: با توجه به اینکه "هنوز همه آرمانها را روی میز نیاورده اند" قیمت همه چیز دو برابر شده است، اگر " همه آرمانهای رئیس جمهور" را روی میز بگذارند، قیمت ها چند برابر می شود؟
1) دو برابر و نیم.
2) دوبرابر و هفتاد و پنج صدم.
3) سه برابر.
4) هر سه پاسخ صحیح است.
سووال نهم: با توجه به اینکه "هنوز همه آرمانها را روی میز نیاورده اند" آقای پالیزدار اعلام کرد اکثر آرمانگرایان کشور پرونده فساد مالی دارند، میان پالیزدار، میز و آرمان چه رابطه ای وجود دارد؟
1) حرف های پالیزدار آرمان زیرمیزی است، ولی آرمان رئیس جمهور روی میزی است.
2) اصولا آرمان تا وقتی روی میز نرفته، زیرمیزی می گیرد.
3) آرمان را اگر روی میز نگذارند، سر می خورد و می رود زیر میز.
4) احتمالا اگر رئیس جمهور آرمانش را روی میز بگذارد، احتمالا می رود پیش پالیزدار.
سووال دهم: با توجه به دستگیری استاد مددی، یکی از آرمانگرایان دانشگاه زنجان، پاسخ دهید که میان میز و آرمان استاد مددی چه رابطه ای وجود دارد؟
1) استاد مددی همه آرمانهایش را نشان داد، ولی روی میز نگذاشت.
2) اصولا وقتی کسی می خواهد آرمانش را نشان دهد، باید موبایل ها را خاموش کنند.
3) استاد مددی و سردار زارعی همه آرمان شان را روی میز گذاشتند، ولی بدشانسی آوردند.
4) هر سه پاسخ غلط است.

داشتن عادات غذایی صحیح و توجه به زمان خوابیدن و استراحت برای حفظ سلامت بدن مهم است تا بتواند مواد مغذی را جذب و مواد زائد را دفع کند.
برای سالم زیستن، باید خواب راحت و آرامی داشته باشیم. به موارد زیر دقت کنید تا اهمیت خوابیدن برای شما روشن گردد:
ساعت 9 تا 11 شب: زمانی است برای از بین بردن مواد سمی و غیر ضروری که این عملیات توسط آنتی اکسیدان ها انجام می شود. در این ساعت بهتر است بدن در حال آرامش باشد. در غیر این صورت اثر منفی بر روی سلامتی خود گذاشته اید.
ساعت 11 تا 1 شب: عملیات از بین بردن مواد سمی در کبد ادامه دارد و شما باید در خواب عمیق باشید.
ساعت 1 تا 3 نیمه شب: عملیات سم زدایی در کیسه صفرا ، در طی یک خواب عمیق به طور مناسب انجام می شود.
ساعت 3 تا 5 صبح: عملیات از بین بردن مواد سمی در ریه اتفاق می افتد. بعضی مواقع دیده شده که افراد در این زمان، سرفه شدید یا عطسه می کنند.
ساعت 5 تا 7 صبح: این عملیات در روده بزرگ صورت می گیرد، لذا می توانید آن را دفع کنید.
ساعت 7 تا 9 صبح: جذب مواد مغذی صورت می گیرد، پس بهتر است صبحانه بخورید. افرادی که بیمار می باشند، بهتر است صبحانه را در ساعت 6 و 30 دقیقه میل کنند.
کسانی که می خواهند تناسب اندام داشته باشند، بهترین ساعت صرف صبحانه برای آنها، ساعت 7 و 30 دقیقه می باشد و کسانی که اصلا صبحانه نمی خورند، بهتر است عادت خود را تغییر دهند و در ساعت 9 تا 10 صبح صبحانه بخورند.
دیر خوابیدن و دیر بلند شدن از خواب، باعث می شود مواد سمی از بدن دفع نشوند.
از نصفه های شب تا ساعت 4 صبح، مغز استخوان عملیات خون سازی را انجام می دهد.
در ایام تعطیل، بسیاری افراد تا دیر وقت بیدار می مانند و بعد از اتمام تعطیلات، با خستگی به سر کار می روند، چون اعمال بدنشان دچار سردرگمی شده است و نمی داند چه باید انجام دهد.
پس همیشه، زود بخوابید و خواب آرامی داشته باشید
علم روانشناسی ثابت کرده که دیدن صحنه های مبتذل و مستهجن . مانند دیدن نامحرم و صحنه های مبتذلی که در ماهواره یافت می شود برای مغز و اعصب انسان بسیار خطرناک است و هر بار نگاه کردن به شوهای مبتذل باعث کشته شدن تعداد زیادی از سلولهای مغز می شود !
بلی . نگاه به نامحرم مانند یک تیر شیطانی از درون شبکیه چشم عبور کرده و به درون مغز رفته و باعث انفجارات ظریفی می شود که نتیجه همانا مرگ تعدادی از سلولهای مغذی است .
و دقیقا به همین علت است که در خانواده هائی که وسیله های شیطانی مانند ماهواره و ویدیو وجود دارد پس از مدت کوتاهی افت شدید ضریب هوش مشاهده می گردد !
از طرف دیگر . شنیدن و دیدن صحنه های مذهبی و دینی برعکس باعث بالارفتن ضریب هوش می گردد . مانند روزه و سخنرانی های مذهبی و حضور در مساجد .
پس اگر ما می گوئیم که از نگاه به نامحرم خود داری کنید . و بیشتر به مساجد بروید فقط دلیل مذهبی ندارد بلکه از یک واقعیت علمی نشات می گیرد .
ای کاش روزی برسد که این بشقاب های شیطانی که در آنها فقط خوراک شیطان وجود دارد از کشور عزیز ما جمع شود .
به امید آن روز !
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 20:44 توسط اقای کمالی
دیروز یکی از خانم های همسایه ما با معصومه خانم همسر بزرگوار من حرف می زد و می گفت که باید در برابر توقعات مردها ایستادگی کرد و می گفت که اخیرا فمینیست شده است !
متاسفانه در کشور ما به خاطر تبلیغات غلط و مغرضانه دشمنان کلمه فمینیسم اشتباهی و بسیار بد معرفی شده است و خیلی ها تصور می کنند که فمینیسم یعنی مبارزه با مردها و گرفتن به اصطلاح حقوق زنان !
بنابراین من چند سطر در باره فمینیسم حرف می زنم تا بعضی از دوستان که معنی این کلمه را نمی دانند به خوبی متوجه فمینیسم شوند .
در فمینیسم آمریکائی . زن باید تا می تواند با مردها رقابت کند و حتی اگر از وظایف خودش هم شانه خالی کند هیچ عیبی ندارد ! در عوض می تواند در هر شغلی هم فعالیت کند و مثلا قضاوت هم بکند ( تصور کنید که یک زن که کاملا تابع احساساتش است بخواهد فکر کند !! ) این یعنی فمینیسم آمریکائی !
عجبا ! این ها می گویند که زن نباید آشپزی و بچه داری کند و خودشان را فمینیست هم می دانند ! این چه فمینیسمی است که مطلقا مصالح زنان را در نظر نمی گیرد ؟ یعنی این افراد به اصطلاح فمینیسم هنوز نمی فهمند که زن ذاتا برای آشپزی و بچه داری خلق شده است ؟ نادانی تا این حد ؟
ولی اسلام می گوید . خداوند زن را ضعیف خلق کرده و طبیعتا نباید بعضی از مشاغل مانند قضاوت و ریاست را بر عهده بگیرد . هر زنی بنا به ذات و خلقتش بیش از همه دوست دارد که خانه داری و بچه داری بکند و اصولا بدن و فکر زن بیش از هرچیزی با این وظایف هماهنگی دارد و اگر زنی بخواهد در بیرون از خانه کار کند بنا به ذاتش نمی تواند کارش را خوب و درست انجام دهد و مهمتر از همه در محیط بیرون از خانه در معرض نگاه های ناپاک عده ای هوسباز هم قرا ر می گیرد .
حالا خودتان قضاوت کنید . ایا فمینیسم واقعی در اسلام نیست ؟ ایا این اسلام نیست که بهتر از همه زن را می شناسد و به حد و حدود و ظرفیتهایش آگاه است ؟
ممکن است عده معدودی با نظر من مخالفت کنند . برای قانع کردن این دوستان از یک پرسش ساده استفاده می کنم :
شما به عنوان یک مرد مسلمان . آیا حاضر هستید که همسر شما در بیرون از خانه کار کند ؟ آیا کار کردن به معنی قرار گرفتن در معرض انواع و اقسام صدمات نیست ؟ از موقع بیرون رفتن از خانه در معرض نگاه های این و آن است و در محل کار هم باید با ده ها نفر نامحرم هم کلام شود ! ایا این کار ارزش دارد ؟ غیرت کدام مرد مسلمانی چنین وضع زننده ای را تحمل می کند ؟
در عوض فمینیسم اسلامی می گوید زن برای خانه داری و تربیت فرزندان خلق شده است و بهتر است در خانه باشد و به وظایف ذاتی خودش بپردازد . ایا فمینیسم چیزی غیر از این است ؟
ایا غیر از این است که زن تابع احساسات است و هیچ وقت نمی تواند وظایف سنگین شغلی را انجام دهد ؟ بلی ! هر انسان عاقل و آگاهی هم این نکته را تایید می کند و به ارزش های اسلام ارج می نهد .
از نظر اسلام . محیط خانه مثل یک دانشگاه است که زن در آن وظایف واقعی اش را فرا می گیرد و برای فداکاری در راه همسر آماده می شود . بلی ! این یعنی فمینیسم اسلامی و معنی فمینیسم واقعی هم جز این نیست .زیرا مصالح واقعی زن را در نظر می گیرد .
پس فمینیسم غربی که مصالح زنان را در نظر نمی گیرد . اصلا ارزش این را ندارد که بیش از آن برایش وقت بگذاریم و همان به که گوش به حرفهای عده ای مغرض و دشمن ندهیم .
نتیجه این که فمینیسم واقعی در اسلام است و فمینیست های واقعی کسانی به جز روحانیون آگاه و اولیا دین نیستند !
وقتی در دین ما به اسلام آنقدر ارج و بها داده می شود که می گوید زن باید در حجاب باشد و در خانه خودش باشد و در معرض هوس بازی های این و آن قرار نگیرد . دیگر چه جائی برای ادعاهای پوچ فمینیسم غربی هست ؟
شما ای جوان مسلمان ! ایا خودتان حاضر هستید با زنی ازدواج کنید که به جای فراگیری علم مقدس خانه داری به بیرون از خانه رفته و به اصطلاح کار می کند ؟
مهمتر از همه زن به خاطر این که همیشه بازیچه احساساتش است و نمی تواند منطقی باشد ( به خاطر ذات خلقتش ) اگر درآمدی هم داشت نمی تواند آن را عاقلانه خرج کند و همه آن را صرف چشم و هم چشمی با دیگران خواهد کرد . ایا این پول ارزش این همه نگاه ها و سخنان ناپاک عده ای هوسباز را دارد ؟ مهمتر از همه زن با کار کردن در بیرون از خانه شانس ازدواج و خوشبختی اش را هم از دست می دهد . چرا ؟ چون طبیعی است هیچ مرد مسلمانی حاضر یست با زنی ازدواج کند که عفت و پاکدامنی اش را به دلیل کار کردن از دست داده است . ایا شما نظر دیگری دارید ؟ حقیقت غیر از این است ؟
در عوض زن اگر در خانه باشد حتی اگر پولی هم داشته باشد آن را با نظارت و همفکری همسرش خرج خواهد کرد و بنابراین دیگر جائی برای هوسبازی و ولخرجی نمی ماند .
ای کاش بتوانیم بفهمیم که این ایسم های غربی همگی پوچ و بی ارزش هستند و خوشبختی واقعی در رعایت دقیق دستورات اسلام است .
به امید آن روز !
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 20:45 توسط اقای کمالی

این عکس کارت مدرسه ایرانی ها است. برای اطلاع دوستانی که جدیدا تشریف آوردن و مایل به ثبت نام فرزندان در این مدرسه هستند عرض می کنم که شهریه مدرسه برای پایه ابتدایی(اگر امسال گرون تر نشه) برای دانشجویان البته با ارئه کپی کارت دانشجویی ۹۰۰ رینگیت و برای بقیه افراد ۱۸۰۰ رینگیت است. در ضمن لطفا برای خرید لباس مدرسه بچه ها عجله نکنید و به آدرسی که مسولین مدرسه به شما معرفی می کنند واقع در Ampang Point رجوع نکنید چون در این صورت لباسها رو دو برابر قیمت خواهید خرید. لباسی که برای مدرسه ایرانی ها در نظر گرفته شده چه برای دختر ها و چه پسر ها همون لباسهای مدرسه مالایی ها هست و به راحتی و با قیمت خیلی ارزون می تونید از تمام فروشگاههای زنجیره ای مثل تسکو یا مایدین و ....به قیمت حدود ۳۰-۴۰ رینگیت تهیه کنید.

در جزیره دكتر مونرو كه یك داستان تخیلی مربوط به چند دهه پیش است، حیواناتی زندگی میكنند كه نیمی انسان و نیمی حیواناند.
به نظر میرسد با عرضه انبوه این حیوانات خانگی، كه برخی خصوصیات عروسكها را نیز دارا هستند، نسلی از كودكان پرورش مییابند كه تفكر متفاوتی در مورد حیات، سر منشا و ماهیت آن در ذهن خواهند داشت و به این ترتیب نگاه آنان به زندگی و فرهنگ زیستی آنان دگرگون خواهد شد.
شركت جنپتس ( ( genpets، اقدام به تولید انبوه حیوانات ژنتیكی كرده است كه نمونه آنها در طبیعت وجود ندارد.
این موجود زنده در حالت خواب زمستانی در بستهبندیهای مخصوص در فروشگاههای این شركت عرضه میشود.
حیوان خانگی ساخته شده در شركت جنپتس مانند دیگر حیوانات دچار درد و رنج میشود اما به گونهای ساخته شده كه هنگام درد، سر و صدای زیادی نمیكند.
عمر این حیوان یك تا سه سال است و پس از خروج از بسته بندی و برخاستن از خواب زمستانی به سرعت با انسان و كودكان انس میگیرد.
این شركت اعلام كرده است كه به زودی فروش انبوه محصول خود را در قفسه فروشگاههای زنجیرهای و نمایندگیهای خود آغاز میكند و اكنون در حال ثبت و اهدای حق نمایندگی فروش است.
این شركت با استفاده از دستاوردهای مهندسی ژنتیك، بااصلاح و دستكاری مولكولهای دیانآ ( (DNAكه حاوی اطلاعات زیستی جانداران است اقدام به تولید انبوه و فروش پستانداران زنده كرده است.
بستهبندیها دارای نشانگر ضربان قلب حیوان، چراغ الاییدی ( (LEDكه درجه تازگی حیوان را نشان میدهد و لوله ویژه تغذیه است.
شركت سازنده این حیوانات اعلام كرده است كه آنها مانند دیگر حیوانات، دارای عضله، استخوان و خون هستند و اگر قسمتی از بدن آنها بریده شود، خونریزی میكنند و در صورت عدم مراقبت جان خواهند باخت.
دیانای این حیوانات بر اساس فنآوری میكرواینجكشن تخم (Zygote Micro (Injection تهیه شده است. این فنآوری در سال ۱۹۹۷بوجود آمده است و در سال ۲۰۰۳ از آن برای تلفیق دیانآی انسان و خرگوش با موفقیت استفاده شد.
اقدام شركت

میدونم که تعجب کردید و هزار تا سوال براتون اینجا شد ،خوب تصمیم دارم به یک سری از سوالها که برای خودم هم اولش ایجاد شد و جوابش و با تحقیق گرفتم ، پاسخ بدم .
آیا جن پتس زنده است و نفس میکشد ؟
بله جن پتس زنده است و نفس میکشد ، عضله و خون دارد ولی با القاء خواب زمستانی به این حالت در پلاستیک قرار گرفته است . در عین حال در همین حالت هم کاملا زنده است و از سوراخهایی که بر روی پلاستیک قرار دارد تنفس میکند.
آیا جن پتس چشم هایش را باز میکند ؟
بله ! حدود بیست دقیقه بعد از اینکه بسته را باز کردید ، جن پتس کم کم بیدار میشود و زندگی خود را شروع میکند .
*آیا جن پتس احساسات دارد و چه نوع موجودی است ؟
بله ، جن پتس با تغییراتی که در دی ان ای آن ایجاد شده در هفت شخصیت یا کارکتر وارد بازار خواهد شد ، و شما میتوانید بنا به علاقه تان ، جن پتس باهوش، کم حرف ،شیطون ، مودب و یا اجتماعی را خریداری کنید.
*آیا جن پتس رشد میکند ؟ چند سال عمر میکند؟
جن پتس رشد کامل خود را داخل بسته انجام میدهد و میزان عمرش بسته به نوع آن از یک تا سه سال متفاوت است .
**توضيح اضافه :
این محصول در دو مدل یکی با طول عمر یک سال و دیگری با طول عمر سه سال و در هفت مدل پهلوان(قرمز) ماجراجو (نارنجی) شاد (زرد) آرام (سبز) متین (آبی) روحانی و رویایی(بنفش)ساخته شدهاست.
خوب بعد سوال و جواب ها ، جالبه براتون هم بگم که این کمپانی این محصول را تولید کرده تا جای عروسک و یا حیوانات خانگی را در منازل بگیرد و مشکلات حیوانات را نداشته باشد


جنپتس :: Genpets
Gen= Genetic که همون علم ژنتیکه و Pet= حیوان اهلی و دست آموز خانگی

این موجود زنده طوری ساخته شده که حرکات محدودی مانند یک نوزاد داشته باشد به گونهای که مدفوع بسیار مختصر داشته باشد و به غذای کمی هم احتیاج دارد.قد آن حدود ۲۰ سانتیمتر و قطرش ۷ سانتیمتر است و جثه آن از این بزرگتر نمیشود کاملاً درد را احساس میکند ولی نمیتواند اصوات بلند تولید کند دارای خون عضله و استخوان است و پس از خروج از جعبه ظرف ۲۰ دقیقه بیدار شده و چشمهایش را باز میکند.
شركت bio-genica در استرليا عروسکهای جاندار موسوم به (Genpets) را به کمک علم مهندسی ژنتیک به این ترتیب که ترکیبی از ژنهای خرگوش شامپانزه و خوک با استفاده از القای خواب زمستانی در جعبه نگهداری میشود و این جعبه ضربان قلب و میزان تازگی آن را نشان میدهد . در سراسر كره خاكی عرضه خواهد كرد

قوم و خويشها تو اتاق انتظار جمع شده بودن .
بالاخره دكتر وارد شد ، با نگاهي خسته ، ناراحت و جدي .
دكتر در حالي كه قيافه نگراني به خودش گرفته بود گفت :'متاسفم كه بايد حامل خبر بدي براتون باشم
, تنها اميدي كه در حال حاضر براي عزيزتون باقي مونده، پيوند مغزه.'
'اين عمل ، كاملا در مرحله أزمايش ، ريسكي و خطرناكه ولي در عين حال راه ديگه اي هم وجود نداره, بيمه كل هزينه عمل را پرداخت ميكنه ولي هز ينه مغز روخودتون بايد پرداخت كنين .' اعضا خانواده در سكوت مطلق به گفته هاي دكتر گوش مي كردن , بعد از مدتي بالاخره يكيشون پرسيد :' خب , قيمت يه مغز چنده؟'; دكتر بلافاصله جواب داد :'5000$ براي مغز يك مرد و 200$ براي مغز يك زن .'
موقعيت نا جوري بود , أقايون داخل اتاق سعي مي كردن نخند ن و نگاهشون با خانمهاي داخل اتاق تلاقي نكنه , بعضي ها هم با خودشون پوز خند مي زدن ! بالاخره يكي طاقت نياورد و سوالي كه پرسيدنش آأرزوي همه بود از دهنش پريد كه : 'چرا مغز آقايون گرونتره ؟ ' دكتر با معصوميت بچگانه اي براي حضار داخل اتاق توضيح داد كه : ' اين قيمت استاندارد عمله ! بايد يادآوري كنم كه مغز خانمها چون استفاده ميشه، خب دست دومه و طبيعتا ارزونتر
(فرستنده:نازنین)
|
درخت مربوطه |
تاريخ تولد |
|
درخت مربوطه |
تاريخ تولد |
|
درخت نارون |
24 تير الي 3 مرداد |
درخت سدر |
20 بهمن الي 29 بهمن | |
|
درخت سرو |
4 مرداد الي 13 مرداد |
درخت کاج |
30 بهمن الي 9 اسفند | |
|
درخت سپيدار |
14 مرداد الي 22 مرداد |
درخت بيد مجنون |
10 اسفند الي 19 اسفند | |
|
درخت سدر |
23 مرداد الي 1 شهريور |
درخت ليمو ترش |
23 الي 29 اسفند | |
|
درخت کاج |
2 شهريور الي 11 شهريور |
درخت بلوط |
1 فروردين | |
|
درخت بيد مجنون |
12 شهريور الي 21 شهريور |
درخت فندق |
2 فروردين الي 11 فروردين | |
|
درخت ليمو ترش |
22 شهريور الي 31 شهريور |
درخت سماق کوهي |
12 فروردين الي 21 فروردين | |
|
درخت زيتون |
1 مهر |
درخت افرا |
22 فروردين الي 31 فروردين | |
|
درخت فندق |
2 مهر الي 11 مهر |
درخت گردو |
1 ارديبهشت الي10ارديبهشت | |
|
درخت سماق کوهي |
12 مهر الي 21 مهر |
درخت سپيدار |
11 ارديبهشت الي 24 ارديبهشت | |
|
درخت افرا |
22 مهر الي 1 آبان |
درخت شاه بلوط |
25 ارديبهشت الي 3 خرداد | |
|
درخت گردو |
2 آبان الي 20 آبان |
درخت زبان گنجشک |
4 خرداد الي 13 خرداد | |
|
درخت شاه بلوط |
21 آبان الي 30 آبان |
درخت آلش |
14 خرداد الي 23 خرداد | |
|
درخت زبان گنجشک |
1 آذر الي 10 آذر |
درخت انجير |
24 خرداد الي 2 تير | |
|
درخت آلش |
11 آذر الي 20 آذر |
درخت توس |
3 تير | |
|
درخت انجير |
21 آذر الي 30 آذر |
درخت سيب |
4 تير الي 13 تير | |
|
درخت راش |
1 دي |
درخت صنوبر |
14 تير الي 23 تير | |
|
درخت سيب |
2 دي الي 10 دي |
بر اساس تاريخ تولدتان درخت مورد نظر را انتخاب نموده و درليست پايين آن را پيدا نموده و خصوصيات اخلاقي خود را مشاهده کنيد | ||
|
درخت صنوبر |
11 دي الي 21 دي | |||
|
درخت نارون |
22 دي الي 4 بهمن | |||
|
درخت سرو |
5 بهمن الي 14 بهمن | |||
|
درخت سپيدار |
15 بهمن الي 19 بهمن | |||
درخت سيب (عاشق)اين افراد فريبنده, جذاب و سرارسر پر از انرژي مثبت ميباشند.اهل خوش و بش حادثه جو حساس و هميشه عاشق اند. دوست دارند عاشق باشند و هميشه عاشقشان باشند. با وفا زوجي پر محبت- بسيار بخشنده و پر استعداد و اصولاً براي امروز زندگي ميکنند - آنها فيلسوفاني با فکر آزاد ميباشند که داراي قوه تخيل بسيار بالا هستند.
درخت زبان گنجشک (بلند پرواز)پر نشاط و سر زنده و به ميزان بسيار زياد جذاب ميباشد اين گروه از روي انگيزه آني و بدون فکر قبلي عمل ميکند , پافشاري در هر کاري از خصوصيات آنهاست. از انتظار واهمه اي ندارد. جاه طلب و باهوش و پر استعداد و علاقه مند به بازي با سرنوشت ميباشند اصولاً داراي تمايلات خود خواهانه و در عين حال بسيار قابل اعتماد و درستکار ميباشد آنها چون عاشقي محتاطند که بعضي اوقات مغزش بر قلب حکم راني ميکند.
درخت راش (خلاق)داراي سليقه خوب و داراي قدرت سازماندهي بسيار بالايي در زندگي و شغل خود ميباشند. هميشه نگران وضعيت ظاهري خود ميباشند آنها رهبران خوبي هستند که غالباً ريسکهاي غير ضروري انجام نميدهند . اين گروه به تناسب اندام خود از طريق رژيم, ورزش و غيره بسيار علاقه مندند.
درخت توس (الهام پذير)با نشاط و خوش پوش مهربان و در عين حال متظاهر افراط در هيچ کاري را دوست ندارند. از ابتذال متنفرند و زندگي در طبيعت و آرامش را دوست دارند. خيلي احساساتي نميباشند. کمي بلند پرواز و پر از قوه تخيل ميباشند. و از وجودي آرام و راضي کننده سود ميبرند.
درخت سدر (صميمي)داراي زيبايي نادري ميباشند و ميدانند چگونه با محيط سازگار شوند - به تجملات علاقه دارند و از سلامتي خوبي برخوردارند. فردي خجالتي نميباشند. غالباً ديگران را کمتر از خود ميبينند و داراي اعتماد به نفس بسيار بالايي هستند. مصمم و علاقه مند به گروه افرادي زبردست و داراي خوش بيني سالم ميباشند. همواره منتظر يک عشق واقعي اند و قادر به گرفتن تصميم هاي سريع هستند.
درخت سرو (با وفا)قوي,عضلاني سازگار و قانع به آنچه که زندگي به آنها ميدهد . خوشبين و خوشنود بوده و بسيار علاقه مند به پول و دانش ميباشند و از تنهايي متنفرند.عاشقي احساساتي اند که هرگز نميتوانند راضي گردند. بسيار مهربان بوده سرکش و بي دقتند و سريع خشمگين ميشوند.
درخت شاه بلوط (صادق)اين گروه سياستمداراني مادرزادند داراي توان بالا در قضاوت بوده و علاقه مند به تاثير گذاري بر روي ديگران ميباشند . اغلب فکر ميکنند که ديگران آنها را درک نميکنند فقط يک بار عاشق ميشوند و براي پيدا کردن جفت خود دچار مشکلات زيادي ميشوند.
درخت نارون (شريف)داراي سرشتي مثبت بوده و با سليقه لباس ميپوشند علاقه اي به بخشيدن خطاهاي ديگران ندارند . همواره بشاش و علاقه اي به رهبري کردن دارند و دوست ندارند از کسي اطاعت کنند.شريکي صادق و مهربانند که دوست دارند براي ديگران تصميم بگيرند - نجيب زاده - دست و دلباز و طبع خوبي براي شوخي دارند
درخت انجير (حساس)خيلي قوي و مستقل بوده و به تناقضات و حرفهاي نامربوط ميدان نميدهند - زندگي را دوست دارند و همينطور خانواده - بچه ها و حيواناتشان را - شوخ طبع بوده و تنبلي و بطالت علاقه اي ندارند اين گروه داراي استعداد و هوش بالفطره ميباشند.
درخت سماق کوهي (احساساتي)پر از بشاشيت و داراي موهبت خودخواه نبودن ميباشند. جنب و جوش ناآرامي و پيچيدگيها را دوست دارند. هم وابسته و هم مستقل اند. سليقه خوبي داشته و هنرمندان احساساتي ميباشند. آنها ميتوانند شريک خوبي براي زندگي باشند که متاسفانه قدرت بخشش آنها بسيار کم است.
درخت گردو (پر شور)سخت گير عجيب و پر از تضاد بوده و اغلب خودخواه ميباشند. پرخاشجو داراي عکس العملهاي غير منتظره ميباشند. افراد اين گروه نجيب و داراي افقي گسترده ميباشند که في البداهه عمل ميکنند. بلند پروازي آنها نامحدود بوده و هرگز انعطاف پذير نميباشند. آنها شريکي دشوار و غير عادي بوده که اغلب دوستشان ندارند ولي همواره مورد تحسين قرار ميگيرند. بسيار حسود و احساساتي بوده و هرگز اه مصالحه نمي باشند.
درخت فندق (غير عادي)دلربا - بي صبر و خيلي فهيم ميباشند. مبارزي فعال براي جنبشهاي اجتماعي بوده محبوب و عاشقي دم دمي مزاج به حساب مي آيند. اين گروه شريکي بردبار و در قضاوت بسيار دقيق ميباشند.
درخت صنوبر (مرموز)داراي سليقه اي غير عادي و خوب بوده که تا حدي داراي گرايشات خود خواهانه ميباشند. اين افراد با نزديکان خود مدارا نموده و تا اندازه اي فروتن ميباشند. آنها خلاق کله شق بوده و داراي دوستان بسيار زياد و بلند پروازي آنها بسيار زياد ميباشد اين دسته از مردم بسيار قابل اعتماد ميباشند
درخت آلش (خوش سليقه)داراي زيبايي آرامش بخش بوده و همواره نگران وضع ظاهر خود مي باشند. خوش سليقه بوده و تا جايي که امکان دارد به خود سخت نميگيرند همواره يک زندگي منظم و معقول را هدايت مي کنند. اين گروه به ندرت با احساسات خود خوشحال ميشوند و هميشه به دنبال مهرباني و آگاهي در يک شريک احساساتي ميباشند. اغل به مردم بد گمان بودهو هيچ وقت به تصميمات خود اعتماد ندارند. افراد اين دسته بسيار با وجدان مي باشند.
درخت بلوط (شجاع)طبعي قوي دارند دلير و نيرومند ميباشند و در کارها بسيار سختگير و مستقل عمل ميکنند . حساس بوده و به تغيير علاقه اي ندارند. هميشه پايشان را روي زمين نگه مي دارند و اهل عمل مي باشند
درخت زيتون (خردمند)عاشق خورشيد و گرما ميباشند. آنها افرادي معقول و متعادل بوده که از پرخاش و خشونت خود دوري ميکنند. بردبارند و بشاش و در صحنه هاي زندگي بسيار خونسرد رفتار ميکنند.اين گروه بسيار حساس بوده و فارغ از حسادت ميباشند. آنها عاشق خواندن و شرکت کردن در جمع مردم خبره ميباشند
درخت کاج (منحصر به فرد)به شراکت هاي موافق عشق مي ورزند. آنها ميدانند که زندگي را چگونه راحت بگيرند. بسيار فعال و طبيعت گرا مي باشند. اين گروه افرادي قابل اعتماد و اهل عملند که بسادگي عاشق ميشوند ولي احساسات سريعاً او را مي سوزاند و تا رماني که ايده آل خود را نيابد همه چيز براي او نا اميد کننده است. در روابط عاشقانه بايد مراقب قلب ساده و صميمي آنها بود که شکسته نشود.
درخت سپيدار (بلاتکليف)بسيار اهل تجمل به نظر ميرسند. خيلي اعتماد به نفس ندارندولي وقتي لازم باشداز خود جرات نشان ميدهند. آنها طالب محيطي گرم ميباشند. در انتخاب خود بسيار وسواس دارند و اغلب تنهاست. اين گروه داراي طبعي هنرمندانه مياشند و گرايشي به سمت فلسفه دارند. داراي سازماندهي خوبي است و در هر موقعيتي قابل اعتماد است و روابط را بسيار جدي ميگيرد.
درخت ليمو ترش (دو دل)آنچه را زندگي برايش مقرر ساخته خونسردانه مي پذيرد. از جنگيدن استرس و رنج کشيدن بيزار است و از تنبلي و بطالت خوشش نمي آيد. اين گروه اغلب ملايم و دل رحم بوده و براي دوستان خود بسيار وفادار ميباشند . با استعداد بوده ولي از پشتکار کمي برخوردار مي باشند و براي همين کمتر استعداد خود را به شکوفايي مي رسانند. اغلب در حال شکايت کردن بوده و از درجه حسادت بالايي برخوردارند.
درخت افرا (مستقل)يک فرد معمولي نمي باشند. آنها پر از تخيل و ابتکارند ولي در عين حال خجالتي و محتاط و کم حرف ميباشند. اين گروه مغرور و داراي اعتماد به نفس بالايي مي باشند آنها تشنه تجربيات جديد بوده که در بعضي اوقاتعصبي مي شوند.افراد اين دسته داراي پيچيدگي هاي فراوان بوده و از نعمت حافظه خوب برخوردار ميباشند. آنها براحتي ياد ميگيرند که زندگي عشق پيچيده دارد ولي مي خواهند همواره تاثير گذار باشند.
درخت بيد مجنون (ماليخوليايي)زيبا و پر از ماليخوليا. جذاب وبسيار وابسته به حس تلقين مي باشند. از هرچيز زيبا و پر سليقه خوششان مي آيد عاشق سفر بوده و ميتوانند تحت تاثير قرار گيرند. آنها دم دمي مزاج صادق- خيال باف و بي قرارند ولي در عين حال پرتوقع و داراي بصيرتي بالا مي باشند . همواره رنج مي کشند ولي اغلب شريکي محکم پيدا مي کنند.
این داستان سحز خیزی ، ربط و ریشه ای عمیق در مساله نداشتن دبدبه کبکبه و کلاس و پرستیژ داره که قبلا هم به اون اشاره کردم. ایران که بودیم روزی خدمت یکی از اساتید دانشگاه تهران در رشته هنر بودم، از دانشگاه به ایشون تلفن شد و درخواست شد که اگر ممکنه کلاسشون رو ساعت 8 صبح تشکیل بدهند و استاد گرامی در پاسخ فرمودند: کسی که ساعت 8 از خونه میاد بیرون ، خمیر گیر نونوایی است من نیستم.... و ببینید تفاوت چقدر زیاده که ما ایرانیها ماشاء الله اونقدر با کلاسیم و وقت زیاد داریم که ادعا می کنیم حتی خمیر گیر های نونوایی ما هم 8 از خونه بیرون نمیرن، اونوقت مالایی ها از 6 صبح کارشون رو شروع می کنن....تازه اصلا نه نونوایی دارن نه خمیر گیر...
قلم وکاغذ رو بردارید و یه درخت بکشید هرجور که دوست دارید
درختی که شما می کشید نشانگر شخصیت شماست
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
درختی که بر شاخه ها و تنه آن هاشور زده و سایه انداخته اید .
این نقاشی از یک ترس یا نگرانی در ضمیر پنهانتان حکایت می کند . ممکن است نگران از دست دادن کسی باشید یا از این بترسید که به آرزوهایتان و نقشه هایی که کشیده اید نرسید . این عدم اعتماد به نفس سبب می شود گاهی در وجود خود احساس بی کفایتی کنید . ترسها را از وجود خود دور کنید تا راحت باشید و از احساس زندگی کردن در زیر ابرها رنج نبرید.
شاخه های انبوه و گره خورده
شما از نظر منطق و اندیشه به اندازه کافی بالغ شده اید و می توانید تعادل را در زندگییتان برقرار کنید . زیرا احساسات مهاجمانه و افراطی و خواسته های نامعقول ندارید اصلا جاه طلب و افزون خواه نیستید و از رقابت با اطرافیان خوشتان نمی آید . بیش از حد به خانه و خانواده و دوستان خود وابسته هستید . تمام مراحل سخت و بحرانی را به خوبی پشت سر می گذارید زیرا در طبیعت شماخصوصیات انفعالی و تائید پذیری شدیدی نهفته است . بدخواهان ممکن است این آرامش فکری شما را ناشی از نتبلی بدانند .
درختی که بر شاخه ها و تنه آن هاشور زده و سایه انداخته اید .
این نقاشی از یک ترس یا نگرانی در ضمیر پنهانتان حکایت می کند . ممکن است نگران از دست دادن کسی باشید یا از این بترسید که به آرزوهایتان و نقشه هایی که کشیده اید نرسید . این عدم اعتماد به نفس سبب می شود گاهی در وجود خود احساس بی کفایتی کنید . ترسها را از وجود خود دور کنید تا راحت باشید و از احساس زندگی کردن در زیر ابرها رنج نبرید.
درخت میوه دار
اگر درختی که کشیده اید بر شاخه هایش میوه است باید گفت که شما گرفتار یک جور غم خوردن مطبوع در وجود خود هستید . از این که گاهی در افسردگی غرق شوید و غبار اندوه بر صورتتان بنشیند لذت می برید . در عین حال بسیار مشتاقید که همیشه مورد توجه اطرافیان باشید و گاهی دروغهای کوچکی می گویید تا جلب توجه کنید و البته گاهی هم از اطرافیان دروغ می شنوید با این حال این دروغها را چون شیرین و رویاساز هستند می پسندید . اگر در نقاشی خود میوه های درخت را به حالت فرو افتادن از شاخه ها نشان داده اید معنایش این است که حس می کنید کسی که دوستش دارید در حال ترک کردن شماست .
شاخه های حلقه حلقه
اگر درخت خود را شبیه این تصویر کشیده اید شما فردی با تمایلات قوی و محکم نسبت به آزادی فردی هستید . البته تا حدودی هم منزوی و درون گرائید و شخصیت خودتان را کاملا به دور از کنترل دیگران قرار می دهید و به ندرت تحت تاثیر سایرین قرار می گیرید . می کوشید طوری زندگی کنید که ایده آل خودتان است و به همین دلید دوستانتان را با روشن بینی و دقت کافی بر می گزینید . ولی معاشرتهایتان با آنها هرگز از حدودی که تعیین کرده اید نمی گذرد . اعتماد به نفس شما قابل تحسین است .
شاخه های برهنه و نوک تیز
شما همیشه در حال تدافعی هستید و حس می کنید دیگران می خواهند به نوعی به شما حمله کنند به همین دلیل در بیشتر موارد دست پیش را می گیرید و قبل از هر اقدام از طرف آنها خودتان حمله را آغاز می کنید . می توان گفت که در شخصیت شما خارهایی هست که خیلی راحت حاضرید آن را به جان و روح اطرافیان وارد کنید . این خارها در ضمن نشانه بخشی پنهان در طبیعت شماست که تلخی کلام و دوستانه نبودن رفتارتان را موجب می شود . سعی کنید آرامش داشته باشید و به ضمیر پنهان خود اجازه دهید شما را جهت دوست داشتن مردم و خوبی ها هدایت کند تا برای همه محبوب و دوست داشتنی باشید چون خوشبختانه این استعداد محبت و مهربانی کردن در وجود شما نهفته است و شما فقط باید آن را پرورش دهید .
خطوط و شاخه های اتفاقی
اگر شاخه های درخت خود را درهم و برهم و نامنظم و غیر متعادل رسم کرده اید در شخصیت شما رگه هایی از احساس شوخ طبعی و نشاط و لذت بردن از زندگی وجود دارد . اما به طور کلی انسانها تغییر پذیرند و حالات روحی شما هم چون هوای بهاری است که زیاد قابل پیش بینی نیست . یک لحظه شاد هستید و ممکن است بلافاصله از چیزی اندوهگین شوید و به کلی حالتتان عوض شود . در بیشتر لحظه ها ناشکیبا هستید و گاه بدون تفکر تصمیم می گیرید و مایلید بلافاصله هر چه اراده کرده اید انجام دهید . دوستان ثابت ندارید چون اغلب دوست عوض می کنید و همیشه در جستجوی تازه ها و تازه گی ها هستید در شخصیت و خلق و خوی شما بی هدفی به وضوح آشکار است
این روزها تعداد زیادی از دانشجویان ایرانی تازه وارد رو در همه جای یو پی ام حتی کی ال می بینیم. خیر مقدم، ایشالا اقامت و تحصیل خوبی داشته باشن، قدمشون سر چشم مالزیایی ها... این دوستان به محض شناسایی قدیمی تر ها شروع به پرسیدن سوال می کنند و ما مثلا قدیمی ها هم قیافه فیلسوفانه به خودمون می گیریم و شروع به سخنرانی می کنیم و بعد از اینکه موتورهای گوش بنده خدا رو به کلی ساقط کردیم، بدون اینکه چیزهای لازم ، اولیه و ضروری رو بهش بگیم ، ازش خداحافظی میکنیم که از اتوبوس یا قطار جا نمونیم. لطفا اگر این روزها به تازه وارد ها برخورد کردید ، حتما از کمک و اطلاع رسانی دقیق کوتاهی نکنید. اگر خودتون تجربه بدی داشتید ، کمک کنید تا بقیه اون رو تجربه نکنن...لطفا پز دروغی ندین...نه اینوری نه اونوری تبلیغ بی جا نکنین...یادتون باشه که بعضی راهنمایی های مفید میتونه جلوی خیلی از ضررهای بعدی رو بگیره...وقتی از هزینه ها می پرسن، راست و حسینی جواب بدین...سعی نکنین ماشین و کامپوتر و وسایل قراضه خودتون رو به اونها غالب کنین...فکر کنید که اونها هم خواهر یا برادر شما ...نمیدونم فک و فامیل خوتون هستند...خلاصه این روزها مهربون تر باشیم.![]()





یادتون نره حتما زنگ بزنید به مامانتون...
اینک که من از دنیا می روم بیست و پنج کشور جزو امپراطوری ایران است و در تمام این کشورها پو ل ایران رواج دارد و ایرانیان در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم کشورها نیز در ایران دارای احترام می باشند .
جانشین من خشایار شاه باید مثل من در حفظ این کشورها بکوشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد
.اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد زیرا قدرت پا دشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته به خاطر داشته باش که تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی . من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که در هنگام ضرورت از آن برداشت کنند اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان . مادرت آتوسا بر من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارهای غله را که با سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه است در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن بوجود نمی آیند و غله در این انبارها چند سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه دهی تا اینکه همواره آذوقه دو یا سه سال کشور در انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اینکه غله جدید به دست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسر خواربار استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بو جاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت مگر دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود
.هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن به تو کافی است چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی بگماری و آن به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری که رعایت دوستی بنمایی
.کانالی که من می خواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد و تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبورکشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند
.اکنون من سپاهی به مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو ایران ، نظم و امنیت برقرار کند ، ولی فرصت نکردم سپاهی به یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی
. با یک ارتش نیرومند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده چون هر دوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور نما
. هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن و برای اینکه عمال دیوان به مردم مسلط نشوند ، برای مالیات قانونی وضع کردم که تماس عمال دیوان را با مردم خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت .افسران و سربازان ارتش را راضی نگهدار و با آنها بد رفتا ری نکن
. اگر با آنها بد رفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند ولی در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ، ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها اینطور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو را فراهم نمایند .امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا اینکه فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر قدر که فهم و عقل آنها زیادتر شود ، تو با اطمینان بیشتر می توانی سلطنت کنی
.همواره حامی کیش یزدان پرستی باش ، اما هیچ قومی را مجب ور نکن که از کیش تو پیروی نمایند و پیوسته بخاطر داشته باش که هر کس باد آزاد باشد که از هر کیش که میل دارد پیروی نماید
.بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که خود فراهم کرده ام بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هر زمان که می توانی وارد قبرم بشوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی ، من که پدر تو و پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم مردم و تو نیز مثل من خواهی مرد زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد ، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد یا یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نمی ماند
.اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت من را ببینی ، غرور و خود خواهی بر توغلبه خواهد کرد اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی ، بگو که قبر من را مسدود نما یند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگهدارد تا اینکه بتواند حاوی جسد تو را ببیند
.زنهار ، زنهار ، هرگز هم مدعی و هم قاضی نشو ، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار بدهد و رای صادر نماید ، زیرا کسی که مدعی است اگر قاض ی هم باشد ظلم خواهد کرد
.هرگز از آباد کردن دست بر ندار ، زیرا اگر دست از آباد کردن برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا قاعده بر این است که وقتی کشور آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود
. در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده و شهر سازی را در درجه اول اهمیت قرار بده .عفو و سخاوت را فراموش نکن و بدان که بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو و سخاوت است ، ولی عفو فقط موقعی باید بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای
.بیش از این چیزی نمی گویم و این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در این جا حاضر هستند کردم تا اینکه بدانند قبل از مرگ ، من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم که مرگم نزدیک شده است
.داریوش خیالت راحت همه چیز همونطوریه که خواستی....فقط کمی ....![]()








